تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
تبّع : نام يكى از پادشاهان يمن . « تبابعه » لقب پادشاهان يمن است ؛ همانند فراعنه و قياصره . يوم الفصل : روز قيامت .

اعراب

« إن هى » « إن » نافيه . « بمنشرين » ، « با » زايد و « منشرين » خبر براى « نحن » .
« وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ »
منصوب به فعل محذوف : « و أهلكنا الذين من قبلهم » . « لا عبين » حال است . « أجمعين » تأكيد براى ضمير « ميقاتهم » .
« يَوْمَ لا يُغْنِي »
بدل از « يوم الفصل » .

تفسير

إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ * إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ .
« هؤلاء » به مشركان مكه اشاره است . آنان مىگفتند : زندگى و دوباره زنده‌شدن پس از مرگ وجود ندارد و به اين سخن خودشان چنين استدلال كردند :
فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
مشركان باور نمىكنند كه خدا بر زنده‌كردن مردگان تواناست ، مگر اين‌كه با چشمان خود آن را ببينند . آنان از نشأهء نخست غفلت كردند و اين‌كه خدايى كه انسان را به وجود آورد درحالىكه او چيزى درخور ذكر نبود ، قادر است استخوان‌هاى پوسيده را نيز زنده كند .
أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ .
« تبابعه » در يمن و ديگر جاها دولت و شوكتى داشتند و وضعيت و ثروت آنها به مراتب از قريش بهتر و بيش‌تر بود ، امّا زمانى كه از فرمان پروردگارشان سرپيچى كردند ، با هلاكت و نابودى ، مجازاتشان كرد و هم‌چنين ، قوم نوح ، عاد و ثمود را بر اثر كفر و جنايتشان نابود كرد . بنابراين ، اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! چه‌گونه قوم تو از پيامدهاى كفر و فساد احساس امنيّت مىكنند ؟ اگر آنان اندرز بگيرند ، مىفهمند و ايمان مىآورند ، ليكن آنها قومى