آن بياورند . ( 34 )
آيا بى هيچ خالقى پديد آمدهاند يا خود خالق خويشند ؟ ( 35 )
يا آسمانها و زمين را خلق كردهاند ؟ بلكه به يقين نرسيدهاند . ( 36 )
يا خزاين پروردگارت نزد آنهاست ؟ يا بر چيزى تسلط يافتهاند ؟ ! ( 37 )
يا نردبانى دارند كه از آن بالا مىروند و گوش فرامىدهند ؟
پس آنكه گوش فراداده حجّتى آشكار بياورد . ( 38 )
يا خداوند را دختران است و شما را پسران ؟ ! ( 39 )
يا از آنها مزدى مىطلبى و پرداخت غرامت بر آنها دشوار است ؟ ( 40 )
يا علم غيب مىدانند و مىنويسند ؟ ! ( 41 )
يا مىخواهند حيلتى كنند ؟ امّا كافران خود به حيلت گرفتارند . ( 42 )
يا آنها را خدايى است جز خداى يكتا ؟ منزّه است خداى يكتا از هرچه شريكش مىسازند . ( 43 )
اگر بنگرند كه قطعهاى از آسمان فرومىافتد ، مىگويند : ابرى است متراكم . ( 44 )
واژگان
الكاهن : كسىكه اين توهم را در مردم ايجاد مىكند كه او از راه تماس گرفتن با جنّيان ، از غيب آگاهى دارد .
التربّص : انتظار كشيدن .
المنون : اين واژه هم بهمعناى مرگ مىآيد و هم بهمعناى روزگار و دراينجا مراد از
« رَيْبَ الْمَنُونِ »
حوادث روزگار و ضربههاى بىرحمانه اوست از قبيل مرگ و امثال آن .
الأحلام : آرزوها و انديشهها . دراينجا هركدام از اين دو معنا درست است .
التقوّل : دروغ بافتن .
مغرّم : به فتح ميم ، ملتزمشدن به پرداخت غرامت .
مثقلون : چيزهاى سنگين را برمىدارند .
كسفا : به كسر كاف ، جمع كسفة : پارهاى از چيز .
مركوم : انبوه و متراكم .