تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آن بياورند . ( 34 ) آيا بى هيچ خالقى پديد آمده‌اند يا خود خالق خويشند ؟ ( 35 ) يا آسمان‌ها و زمين را خلق كرده‌اند ؟ بلكه به يقين نرسيده‌اند . ( 36 ) يا خزاين پروردگارت نزد آنهاست ؟ يا بر چيزى تسلط يافته‌اند ؟ ! ( 37 ) يا نردبانى دارند كه از آن بالا مىروند و گوش فرامىدهند ؟ پس آن‌كه گوش فراداده حجّتى آشكار بياورد . ( 38 ) يا خداوند را دختران است و شما را پسران ؟ ! ( 39 ) يا از آنها مزدى مىطلبى و پرداخت غرامت بر آنها دشوار است ؟ ( 40 ) يا علم غيب مىدانند و مىنويسند ؟ ! ( 41 ) يا مىخواهند حيلتى كنند ؟ امّا كافران خود به حيلت گرفتارند . ( 42 ) يا آنها را خدايى است جز خداى يكتا ؟ منزّه است خداى يكتا از هرچه شريكش مىسازند . ( 43 ) اگر بنگرند كه قطعه‌اى از آسمان فرومىافتد ، مىگويند : ابرى است متراكم . ( 44 )

واژگان

الكاهن : كسىكه اين توهم را در مردم ايجاد مىكند كه او از راه تماس گرفتن با جنّيان ، از غيب آگاهى دارد . التربّص : انتظار كشيدن . المنون : اين واژه هم به‌معناى مرگ مىآيد و هم به‌معناى روزگار و دراين‌جا مراد از
« رَيْبَ الْمَنُونِ »
حوادث روزگار و ضربه‌هاى بىرحمانه اوست از قبيل مرگ و امثال آن . الأحلام : آرزوها و انديشه‌ها . دراين‌جا هركدام از اين دو معنا درست است . التقوّل : دروغ بافتن . مغرّم : به فتح ميم ، ملتزم‌شدن به پرداخت غرامت . مثقلون : چيزهاى سنگين را برمىدارند . كسفا : به كسر كاف ، جمع كسفة : پاره‌اى از چيز . مركوم : انبوه و متراكم .