قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
در جلد اوّل در تفسير آيهء 82 از سورهء بقره ، دربارهء فرق ميان مسلمان و مؤمن سخن گفتيم . در اين جا آنچه را كه دكتر طه حسين پيرامون اين آيه در كتاب مرآة الاسلام بيان كرده ، نقل مىكنيم ؛ زيرا وى اديبى است كه مىتوان به برداشت او از رازهاى بلاغت استشهاد كرد . او مىگويد :
در دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مؤمنانى بودند و مسلمانانى . بنابراين ، ميان ايمان و كفر چه تفاوتى مىتواند وجود داشته باشد ؟ امّا از ظاهر اين آيه برمىآيد كه ايمان عبارت است از چيزى در قلب . پايههايش اخلاص به خداوند و از ژرفاى دل ، تصديق هرچيزى است كه به پيامبر وحى شده است . پسامد اين ايمان ، پاسخدادن به خدا و پيامبر است در هرچيزى كه اين دو انسان را بهسوى آن فرامىخوانند ، بهگونهاى كه در آن هيچگونه پنهانكارى و درنگ و ترديد نباشد ؛ حال ، شرايط و بلاها و پيشامدها و رويدادها هرچه باشند . . . لازمهء ديگر اين ايمان آن است كه هرگاه نام خدا برده شود ، انسان از او بترسد ، هرگاه گرفتار سختى شود ، به او اعتماد كامل كند و هرگاه آيات او خوانده شود ، به تصديق آنها بيفزايد و ايمان كم و زياد مىشود . امّا اسلام همان فرمانبردارى ظاهرى ، از راه انجام دادن واجبات و ترك محرّمات است ، هرچند به مرحلهء ايمان راستين نرسد . بهعنوان نمونه ، برخى از مردم بهخاطر بيم از عذاب اسلام مىآوردند ، چنانكه طلقا [ - آزادشدگان ] از ميان قريش در روز فتح مكّه اسلام آوردند . برخى از آنان ، هم بهخاطر ترس و هم به خاطر آز ، اسلام مىآوردند همچون عربهايى كه خداوند در اين آيه از آنان ياد كرده است .
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ؛
مؤمنان حقيقى كسانى هستند كه در باورهايشان هيچ ترديدى ندارند و براى احقاق حق و از ميان برداشتن باطل ، جان و مالشان را