تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
وى استقبال كردند . ليكن وى نسبت به آنان گمان بد برد و خيال كرد كه آنها به او حمله مىكنند . از اين‌رو ، به‌سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بازگشت و گفت : آنها به من زكات ندادند و مرا راندند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خشمگين شد و برخى از اصحاب به او گفتند : اى پيامبر خدا ! ما با آنها مىجنگيم . از اين‌رو ، آيه بر تبرئه بنى مصطلق نازل شد . برخى در سبب نزول اين آيه مطالب ديگرى گفته‌اند . ما به هيچ‌كدام از اسباب نزول [ كه دراين‌باره گفته شده ] اطمينان نداريم ، مگر اين كه با نص قرآن و يا روايت متواتر ثابت شود . به‌علاوه ، گمان بد بردن وليد موجب فسق او نمىشود . بلكه اين گمان وى يك نوع خطا و اشتباه است و شخص خطاكار فاسق نيست ، و گرنه بايد استحقاق سرزنش و مجازات را ، حتّى در صورت احتياط و تلاش ، پيدا مىكرد . سبب نزول هرچه باشد ، آيه ، تنها به وليد منحصر نمىشود ، بلكه ديگران را هم دربر مىگيرد ؛ زيرا مورد مخصّص نيست و ميان او و ديگر افرادى كه مصاديق اين عام مىباشند هيچ تفاوتى وجود ندارد . امّا اين‌كه تنها از وليد نام برده‌اند ، هرگز سبب تخصيص لفظ نمىشود . بنابراين ، بايد ظاهر آيه را گرفت و آن اين‌كه عمل به سخن فاسق ، بدون تحقيق و جست‌وجو دربارهء گزارشى كه او مىدهد ، حرام است ، چون بيم آن مىرود كه انسان به چيزى گرفتار آيد كه پايانه‌اش ناپسند است نظير زيان واردكردن به ديگران و پشيمانى در جايىكه پيشمانى سودى ندارد . امام على عليه السّلام مىفرمايد : « كسىكه از راه روشن برود ، به آب مىرسد و كسىكه از اين راه نرود ، در بيابان سرگردان مىشود » . با اين بيان ، تفسير اين سخن خدا را پيدا مىكنيم :
أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ .
گروهى از علماى سنّى و شيعه براى اثبات وجوب عمل به گفتهء راوى ثقه به‌طور مطلق ؛ يعنى بدون شرط تحقيق دربارهء راستگويى او در خبرى كه نقل كرده است ، به اين آيه استدلال كرده‌اند و برخى از آنان با سخنان پيچيده و نامفهوم به شرح استدلال