همچنين در تفسير آيهء 24 گفتيم : مسلمانان در سال هشتم هجرى بدون جنگ ، مكه را فتح كردند ؛ زيرا خدا وحشت مسلمانان را در دلهاى مشركان انداخت و آيهاى كه ما درصدد تفسير آن هستيم ضمن اشاره به همين معنا تأكيد مىكند كه مردم مكه سكوت اختيار نكردند و از جنگ با پيامبر و صحابه خوددارى ننمودند ، مگر بهخاطر بيم از مسلمانان و دليل آن چنانكه آيه صراحت دارد هم اين است كه همين مردم مكه ، كافرانى بودند كه مسلمانان را از زيارت مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند كه قربانى به مكه برسد و درآنجا ذبح شود و تهيدستان از آن بخورند .
آنگاه خداوند به برخى از فايدههاى صلح و خوددارى از جنگ در فتح مكّه اشاره كرده است :
1 .
وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ .
هنگامىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيروزمندانه وارد مكه شد ، گروهى از زنان و مردان مسلمان درآنجا بودند ، ليكن آنان افراد شناخته شده نبودند و از مشركان تشخيص داده نمىشدند ؛ زيرا آنان براثر ترس از دشمنان اسلام ، ايمانشان را پنهان مىكردند و اگر آسياب جنگ به گردش درمىآمد ، زيان آن هم به مسلمان مىرسيد و هم به كافران و چهبسا مسلمان برادر مسلمانش را كه ايمانش را پنهان مىكرد مىكشت ، درحالىكه گمان مىكرد كافرى را كشته است و اين كار دشوارىهايى را براى مسلمانان پديد مىآورد و سبب مىشد كه آنان كفّاره و ديهء قتل اشتباهى را پرداخت كنند . بهعلاوه ، دشمنان اسلام همين امر را وسيلهاى براى خرده گرفتن و بدنامكردن مسلمانان قرار مىدادند ، بدينترتيب كه برخى از مسلمانان برخى ديگر را مىكشند .
2 .
لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ .
مراد از رحمت دراينجا اسلام است و معناى آيه چنين مىباشد : خداوند مانع از كشتار در فتح مكه شد ؛ زيرا او مىدانست كه