تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
اللّهم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم پذيرفت و على عليه السّلام نوشت . آن‌گاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : بنويس : اين است آنچه محمّد پيامبر خدا ، صلح كرده است . بازهم نمايندهء قريش اعتراض كرد و گفت : نام خود و نام پدرت را بنويس . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پذيرفت و على عليه السّلام نوشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او فرمود : تو را نيز چنين قرارداد صلحى باشد ، درحالىكه مورد ستم قرار مىگيرى . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با اين سخن خود به مسئله دو حكم در جنگ صفين اشاره مىكند و اين ، از علم غيبى است كه خدا آن را به پيامبرش وحى كرده است و يكى از نيرومندترين دليل‌ها بر نبوّت او و راستگويى او در رسالتش به‌شمار مىرود . هنگامىكه طرفين ، پيمان صلح را امضا كردند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و صحابه از احرامشان بيرون آمدند ، قربانى را سر بريدند ، سرهايشان را تراشيدند و چندروزى در حديبيه درنگ كردند . سپس روانهء مدينه شدند . در سال آينده ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و صحابه به قصد انجام عمره عازم مكه گرديدند و در حالى وارد آن شدند كه تهليل و تكبير مىگفتند و فرياد مىزدند : « خدايى نيست ، مگر اللّه . او يكتاست ، بنده‌اش را يارى كرد ، سپاهيانش را نيرومند ساخت و به‌تنهايى احزاب را زبون كرد » . آنان سه روز در مكه ماندند ، طواف و قربانى كردند . اين عمره را عمرهء قضا نيز مىنامند ؛ زيرا اين عمره به جاى عمره‌اى انجام شد كه مشركان [ در سال گذشته ] از آن جلوگيرى كرده بودند و دربارهء آن ، اين آيه نازل شد : « خدا رؤياى پيامبرش را به صدق پيوست كه گفته بود : اگر خدا بخواهد ، ايمن ، گروهى سر تراشيده و گروهى موى كوتاه كرده ، بىهيچ بيمى به مسجد الحرام داخل مىشويد » . « 1 »

اعرابى كه از جنگ خوددارى كردند

سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا .
هنگامىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در سال حديبيه خواست به مكه برود ، از مسلمانان تقاضاى يارى كرد و آنان
هامش
( 1 ) . فتح ( 48 ) آيهء 27 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد جواد مغنية