تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
را تشويق فرمود كه همراه او به سفر بروند . گروهى از اعراب حومهء مدينه از همراهى با او خوددارى كردند و گروهى ديگر از منافقان نيز از فرمان پيامبر سرباز زدند و همراه او از مدينه بيرون نيامدند . چه ، اينان گمان مىكردند كه قريش هرگز نخواهند گذاشت كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله وارد مكه شود و يا اين‌كه او را از بين خواهند برد . برخى از آنان به برخى ديگر مىگفتند : ما چرا خود را در معرض اين خطرها قرار دهيم ؟ پس از آن كه صلح برآنچه پيش‌تر بيان كرديم ، انجام شد ، خداوند به پيامبر بزرگوارش فرمود : هرگاه اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! به مدينه برگردى ، كسانىكه با تو نيامدند ، بهانه خواهند آورد كه ادارهء خانواده و دارايى آنها مانع از همراهيشان با تو شده است و آنان با دروغ و نفاق از تو مىخواهند كه ايشان را ببخشى و از خدا بخواهى كه از آنان خشنود شود و از گذشتهء آنها درگذرد . درحالىكه خدا اين منافقان را تكذيب مىكند و مىفرمايد :
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ .
چنان‌كه وضعيّت منافقان در هرزمان و مكان به همين ترتيب است .
قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً .
آيا بر خدا دروغ مىبنديد ، درحالىكه او نهان و آشكار شما را مىداند و خوبى و بدى شما در دست اوست و چه‌كسى مىتواند فرمان او را دربارهء شما چه خوب باشد و چه بد ، از شما برگرداند ؟
بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً .
نيز خداوند كارهاى شما را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خبر مىدهد و به او مىگويد : اينان چيزى را كه ابراز مىدارند غير از چيزى است كه پنهان مىكنند .
بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ .
از رفتن با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله باز ايستاديد ؛ زيرا گمان مىكرديد كه خداوند هرگز پيامبرش و مؤمنان به او را يارى نمىكند و به‌زودى دشمنان خدا بر دوستان خدا پيروز خواهند شد .
وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ .
گمان كرديد كه مسلمانان به ناچار به‌سوى مرگ مىروند و اين گمان ، هيچ پشتوانه‌اى نداشت ، مگر وسوسهء شيطان به اين‌كه خدا هرگز دينش را پيروز و پيامبرش را يارى نمىكند و كسى را كه به