فرستاد و به او گفت : به آنان خبر بده كه ما براى جنگ نيامدهايم و هدف ما تنها زيارت و احترام اين خانه است و به همراه خود قربانى آوردهايم ، مىخواهيم آن را ذبح كنيم و برگرديم . زمانىكه عثمان اين پيام را به آنها رسانيد ، آنها گفتند : هيچگاه چنين چيزى امكان ندارد . عثمان دير كرد و خبرى از او نشد و شايع شد كه او كشته شده است .
هنگامىكه اين شايعه به گوش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رسيد ، گفت : ما از اينجا برنمىخيزيم ، مگر اينكه با اين گروه پيكار كنيم . او از اصحاب خواست تا با وى بيعت كنند كه فرمانبردارش باشند و در راه خدا جان بدهند .
خداوند اين بيعت را بهعنوان بيعت با خودش توصيف كرده است و اينكه او با دست خويش اين بيعت را گرفته است و هركس آن را بشكند و بدان پشت كند ، به خدا خيانت كرده و در معرض خشم او قرار گرفته است و هركس بدان وفا كند و پيمان را نشكند ، به پروردگارش نزديك و از جايگاه نيكو برخوردار خواهد شد ، چون خداوند مىفرمايد : « آنانكه با تو بيعت مىكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند .
دست خدا روى دستهايشان است و هركه بيعت را بشكند ، به زيان خود شكسته است و هركه بدان بيعت كه با خدا بسته است وفا كند ، او را پاداشى بزرگ دهد » . اين بيعت بهنام « بيعت رضوان » نيز معروف است و بدان « بيعت درخت » و « بيعت رضوان در زير درخت » هم مىگويند . چه ، خداوند مىفرمايد : « خدا از مؤمنان آن هنگام كه در زير درخت با تو بيعت كردند ، خشنود گشت » . « 1 »
زمانىكه قريش سرسختى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را ديدند بهتدريج به صلح راضى شدند و قرار براين شد كه مسلمانان در آن سال وارد مكه نشوند و در سال آينده به منظور انجام عمره به مكه آيند و سه روز در آنجا بمانند و سلاحى با خود حمل نكنند ، مگر شمشيرهايى غلاف كرده . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله على بن ابيطالب عليه السّلام را فراخواند و به او فرمود :
بنويس : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . فرستادهء قريش اعتراض كرد و گفت : بنويس : باسمك
هامش
( 1 ) . فتح ( 48 ) آيهء 18 .