تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
موجود در آفرينش آسمان‌ها و زمين بر وجود آفريدگار و حجّت‌هاى روشنى كه بر اثبات روز قيامت و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و بر زشتى شرك ، ستمگرى و فساد در زمين و نيز پندها و اندرزهايى كه در قرآن آمده‌اند ، همگى روشن و رسا هستند و هيچ‌گونه پيچيدگى و مشكلى در آنها وجود ندارد . به‌علاوه ، شيوهء قرآن ، خواننده و شنونده‌اش را به تسليم وامىدارد و احساسات او را برمىانگيزد . بنابراين ، چه دليلى دارد كه كافران و منافقان ، زير تأثير اين معجزه قرار نمىگيرند ؟ آيا آنان گوش‌ها و چشم‌هايشان را از دست داده‌اند و يا قفل‌هاى گمراهى و گناه بر دل‌هايشان زده شده است ؟
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ .
مرتد كسى است كه به حق ايمان بياورد ، سپس بدان كافر شود . هم‌چنين كسىكه حق را با دليل قطعى بشناسد ، ليكن او را به‌خاطر هوس‌هاى نفسانىاش انكار كند ، حكم مرتد دارد ، چون آگاهى او از حق به‌منزلهء ايمان او به حق است و نفرت وى از حق بسان ارتداد و بازگشتن از آن است . امّا كسىكه كفر را پنهان و ايمان را آشكار مىسازد ، هم منافق است و هم مرتد . منافق است به اين دليل كه خلاف آنچه را كه در دل دارد آشكار كرده است و مرتد مىباشد ، بدين‌سبب كه در دنيا با وى چونان مؤمنان و در آخرت چونان كافران برخورد مىشود . بنابراين ، گويى وى در يك‌زمان ، هم مؤمن است و هم مرتد . عبارت آيه ، هر سه گروه را دربر مىگيرد چون دلايل آشكارى كه بر اثبات توحيد ، قيامت و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و إله اقامه شده ، همان دلايلى هستند كه خداوند آنها را از اين سخن خود اراده كرده است : « بعد از آشكارشدن راه هدايت مرتد شدند » . ليكن شيطان ، از راه نفاق ، بازگشتن از حق و دشمنى با آن ، گمراهشان كرد و وعده‌هاى دروغين به آنها داد و با تحقق‌يافتن آرمان‌ها و آرزوها ، وسوسه‌شان كرد .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ .
ضمير « قالوا » به منافقان برمىگردد و مراد از الذين
كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ
يهود هستند كه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد جواد مغنية