آن ، كه عبارت از جنگ و پيكار است از اهمّيّت ويژهاى برخوردار مىباشد . از اينرو ، در آغاز به تفسير واژگان اين آيه مىپردازيم و آنگاه معناى بهدست آمده از آن را بيان مىكنيم . مراد از « لقاء » دراينجا رويارويى دشمنان اسلام و مسلمانان در جنگ و پيكار است و « ضرب الرّقاب » كنايه از كشتار مىباشد ، خواه از راه گردنزدن باشد و خواه از راه ديگر و خداوند بدينسبب تنها از گردن نام برده است كه آن از اعضاى اصلى بدن بهشمار مىرود .
أَثْخَنْتُمُوهُمْ .
آنقدر از آنان كشتار كنيد كه بر آنان پيروز شويد .
فَشُدُّوا الْوَثاقَ .
وقتى از آنان اسير گرفتيد اسيران را يا با زنجير و طناب دربند كنيد و يا زندانى نماييد ، تا مبادا بگريزند و بار ديگر به شما حمله كنند .
فَإِمَّا مَنًّا .
اسير را ببخشيد و بدون عوض آزاد كنيد .
وَ إِمَّا فِداءً .
يا اينكه با گرفتن عوض ، او را آزاد سازيد .
حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ .
« أوزار الحرب » همان سلاحهاى جنگ است .
معناى مجموع آيه چنين است : هرگاه دشمنان دين خدا بر كفر پاى فشارند و شما اى مسلمانان ! در صحنهء جنگ با آنان روبهرو شويد ، آنها را بكشيد و دربارهء دين خدا به آنان رحم نكنيد و در برابر ايشان پايدارى كنيد و به جنگ و كشتار آنان ادامه دهيد ، تا بر آنها مسلّط شويد . در اين هنگام ، افرادى را كه از آنان زنده ماندهاند به اسارت گيريد ، تا فرار نكنند و بار ديگر به شما حمله نكنند و زمانىكه آنان را به اسارت گرفتيد ، اختيار در دست پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و يا جانشين اوست : مىخواهد اسير را در برابر گرفتن فديه آزاد كند و يا بدون گرفتن فديه ؛ يعنى برطبق آنچه مصلحت ايجاب كند .
خوب است بدين نكته اشاره شود كه معناى اين آيه و آيهء 67 از سورهء انفال : « براى هيچ پيامبرى نسزد كه اسيران داشته باشد مگر پس از آنكه در روى زمين كشتار بسيار كند » .
يكى است و آن اينكه اسير گرفتن ، تنها پس از كشتار فراوان است .
ذلِكَ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ .
« ذلك » اشاره است به آنچه خدا آن را بيان كرد ؛ يعنى كشتار دشمنان خدا و اسير گرفتن آنان در صحنهء جنگ و معناى آيه چنين است : اگر خدا بخواهد از دشمنان خود بدون كشتار در دنيا