تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
سخت فروگرفتيد ، اسيرشان كنيد و سخت ببنديد . آن‌گاه يا به منّت آزاد كنيد يا به فديه تا آن‌گاه كه جنگ به پايان آيد و اين است حكم خدا و اگر خدا مىخواست ، از آنان انتقام مىگرفت ، ولى خواست تا شما را به يك‌ديگر بيازمايد و آنان‌كه در راه خدا كشته شده‌اند اعمالشان را باطل نمىكند . ( 4 ) زودا كه هدايتشان كند و كارهايشان را به صلاح آورد . ( 5 ) و به بهشتى كه برايشان وصف كرده است داخلشان سازد . ( 6 )

واژگان

البال : اين واژه بر قلب اطلاق مىشود ، چنان‌كه مىگويى : « خطر ببالى ؛ يعنى به قلبم و يا به ذهنم خطور كرد » . هم‌چنين به‌معناى شأن و حالت نيز به‌كار مىرود و دراين‌جا همين معناى اخير مراد است . أثخنتموهم : در ميان آنان فراوان كشتار كرديد . الوثاق : به فتح و كسر واو ، چيزىكه با آن مىبندند ؛ از قبيل زنجير و ريسمان . برخى گفته‌اند : جملهء « فشدّوا الوثاق » كنايه از اسير گرفتن است .

اعراب

« ذلك » مبتدا . « بانّ الّذين . . . » متعلق به محذوف و خبر مبتدا است : « ذلك كائن بسبب اتباعهم الباطل » . « فضرب الرقاب » مصدر منصوب ، نائب مناب فعل امر محذوف و در اصل چنين بوده است : « فاضربوا الرقاب ضربا » . هركدام از « منّا » و « فداء » نائب مناب فعل محذوف است و در اصل چنين مىباشد : « امّا تمنّون منّا و امّا تفادون فداء » .

تفسير

الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ .
« صدّوا » هم به‌معناى روى برگردانيدن مىآيد و هم به‌معناى جلوگيرى كردن . در صورت اوّل ، معناى « كفروا » و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 106 | محمد جواد مغنية