تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
فاش سازد . ( 10 ) و به خواهر او گفت : از پى او برو . و زن بىآن‌كه آنان دريابند از دور در او مىنگريست . ( 11 ) پستان همه دايگان را از پيش بر او حرام كرده بوديم . آن زن گفت : آيا مىخواهيد شما را به خانواده‌اى راهنمايى كنم كه او را برايتان نگه دارند و نيك‌خواهش باشند ؟ ( 12 ) پس او را نزد مادرش برگردانيديم تا چشمان آن زن روشن گردد و غمگين نباشد و بداند كه وعدهء خدا حق است ، ولى بيشتر آنان نمىدانند . ( 13 )

واژگان

أوحينا : الهام كرديم . اليمّ : دريا و در اين‌جا مراد رود نيل است . قرّة عين : خوشحالى و شادمانى . فارغا : چيزى جز توجّه به موسى در قلب او نبود . ربطنا : ثابت و استوار كرديم . قصّيه : خبرش را جستجو كن . عن جنب : از سويى . منظور يك سوى خاص نيست ، چنان‌كه مىگويى : « هذا شىء جانبى ؛ اين چيز در كنار من است » [ - و منظور يك طرف خاص نمىباشد ] . برخى گفته‌اند : مراد از « جنب » در اين‌جا دور است [ عن جنب ؛ يعنى از دور ] .

اعراب

« أن ارضعيه » « أن » مفسره است كه « أوحينا » را تفسير مىكند . « ليكون » لام براى عاقبت مىباشد نظير جملهء : « لدوا للموت و ابنوا للخراب » . [ كه لام براى عاقبت و سرانجام است ] . مصدر ريخته شده [ - مؤوّل ] و مدخولش متعلّق به « التقطه » . « قرّة » خبر براى مبتداى محذوف : « هو قرّة عين » . « عسى » تامّه و مصدر برگرفته از « ان ينفعنا » فاعل آن . « إن كادت » « إن » مخفّفه و اسمش محذوف : « انّها كادت » . مصدر مؤوّل از « أن
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 90 | محمد جواد مغنية