تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
پيش بودن آن و گرنه ، ابليس بايد برتر از آدم باشد ؛ زيرا او جلوتر از آدم است . در هرحال ، سرانجام كسى كه از راه باطل جدال كند ، تباهى و زيان در دنيا و آخرت است .
اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ .
مراد از كتاب در اين‌جا قرآن است و معناى فرود آمدن آن به حق ، آن است كه هرچه در آن مىباشد حق است و نيز اين كتاب به هرچيزى كه حق باشد اعتراف مىكند . معناى فرود آمدن قرآن به عدالت آن است كه ميان مردم به عدالت داورى مىكند ، زيرا عدالت نياز به دو طرف دارد ، در حالى كه حق به دو طرف نياز ندارد ، بدين معنى كه حق ، اعمّ از عدالت است : هر عدالتى حق است و هرحقّى عدالت نيست . به عنوان نمونه مىگويى : خورشيد حق است ؛ زيرا موجود است ، درحالىكه نمىگويى : خورشيد عدالت است .
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ .
اين جمله پاسخ به سخن تمسخركنندگان است : قيامت كى برپا مىشود ؟ امّا اين‌كه قيامت نزديك مىباشد ، بدين سبب است كه به يقين مىآيد و هرچيزى كه بيايد ، نزديك است و هركس كه بميرد ، قيامتش برپا شده است .
يَسْتَعْجِلُ بِهَا ؛
از روى تمسخر قيامت را با شتاب مىطلبند .
الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها .
چه بسيار شتاب‌كننده امرى كه وقتى بدان مىرسد ، دوست دارد ميان او و آن امر ، از مشرق تا مغرب فاصله باشد .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ .
آرى ، آنان حقيقت قيامت را به‌طور كامل و به‌سان كسى مىشناسند كه آن را ديده است و به همين سبب ، از آن مىترسند . امام على عليه السّلام در توصيف مؤمنان مىفرمايد : ترس از خدا اندامشان را لاغر كرده مانند باريكى تير كه تراشيده مىشود . بيننده مىپندارد كه آنها بيمارند ، در صورتى كه بيمارى ندارند . مىگويد : پرت و ديوانه‌اند ، در صورتى كه ديوانه نيستند ، بلكه امر بزرگى با ايشان آميخته شده است [ يعنى به ياد قيامت افتاده‌اند ] . يكى از شاعران اين معنا را به شعر درآورده است : مىگويند : آن گروه بيمارند ، درحالىكه آنان بيمارى ندارند . و يا مىگويند : آنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 837 | محمد جواد مغنية