تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
همان‌گونه كه در آيهء مورد بحث نيز چنين آمده است . ما در آن‌جا دربارهء پايدارى و اقسام آن سخن گفتيم .
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ .
پيامبر ، معصوم است و از آنچه به او ، وحى شده پيروى مىكند ، نه از هوس‌هاى خود و يا از هوس‌هاى ديگران . ما چندين بار گفتيم : نهى از چيزى نشانگر وقوع آن از شخص مورد خطاب نمىباشد و آن‌كه در رتبهء عالى قرار دارد مىتواند آنچه را كه مىخواهد به پايين‌تر از خود فرمان دهد . عين اين جمله در جلد سوم ، آيهء 48 از سورهء مائده بيان شد .
وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! ايمانت را به هركتابى كه از سوى خدا آمده باشد ، اعلام كن و اين‌كه خداوند پروردگار همگان است و تو در ميان مردم به عدالت داورى مىكنى . بنابراين ، حق ستمديده را از ستمگر مىستانى و انتقام ناتوان را از توانمند مىگيرى ، هرچند از خويشاوندانت باشد . همچنين اعلام كن كه هرانسانى تنها خودش در برابر خدا پاسخگوى عملش مىباشد و تو با هيچ‌كس خصومتى ندارى . بازگشت انسان‌ها به سوى خداوند است و او هركس را بر وفق كارى كه انجام داده است كيفر مىدهد و با اين شيوهء استوار و منطق درست ، حجّت را بر دشمنانت تمام مىكنى و هيچ بهانه‌اى را براى كسى كه مىخواهد بهانه آورد ، باقى نمىگذارى .
وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ .
اهل كتاب با مسلمانان جدال مىكردند و تلاش مىنمودند كه آنان را پس از آن‌كه خدا رهنمودشان بخشيده ، از دينشان برگردانند . طبرى در تفسير خود روايت كرده است كه يهوديان و مسيحيان به مسلمانان گفتند : « كتاب ما پيش از كتابتان و پيامبر ما پيش از پيامبرتان است . بنابراين ، ما بهتر از شما هستيم » . اين سخن ، از شيوهء جدال دشمنان حق و دين دور نيست ، بلكه كمترين چيزى است كه از آنان انتظار مىرود . ليكن دليل آنها باطل است ، چون معيار برترى ، عمل است ، نه زمان و