باشم . ( 66 )
اوست آن خدايى كه شما را از خاك ، سپس از نطفه ، سپس از لخته خونى بيافريده است . آنگاه شما را كه كودكى بوديد از رحم مادر آورد تا به سنّ جوانى برسيد و پير شويد .
بعضى از شما پيش از پيرى بميريد و بعضى به آنزمان معيّن مىرسيد و شايد به عقل دريابيد . ( 67 )
اوست كه زنده مىكند و مىميراند و چون ارادهء چيزى كند مىگويدش :
موجود شو . پس موجود مىشود . ( 68 )
واژگان
قرارا : قرارگاه .
تبارك : پاك و بلندمرتبه است .
طفلا : اسم جنس است و تمامى كودكان را دربر مىگيرد و معنايش چنين است :
هركدام از شما كه كودكى هست [ از رحم مادر ] بيرون مىآيد .
اعراب
« مخلصين » حال و مصدر برگرفته از « ان اعبد » مجرور به « عن » محذوف : « عن عبادة » . مصدر برگرفته از « ان اسلم » مجرور به ياى محذوف و « طفلا » حال است .
« لتبلغوا » متعلق به محذوف : « يبقيكم لتبلغوا » . « ثمّ لتكونوا » نيز متعلق به محذوف است :
فعل ذلك لتكونوا .
تفسير
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً .
خداوند زمين را در اين آيه با واژهء « قرار » و در ديگر جاها با واژههايى چون : « مستقر » ، « فراش » ، « مهد » و « مهاد » توصيف كرده و معناى تمامى اين واژهها يك چيز است [ يعنى قرارگاه ] . آسمان را در اين آيه به بنا و در ديگر آيات به « سقف » ، « ذات البروج » و « ذات الحبك » توصيف كرده