است : آنها گروهى را تكذيب كردند و گروهى را كشتند . همچنين دربارهء نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله اختلاف كردند و جز اندكى از آنان به او ايمان نياوردند و اگر آنان در پى حق مىبودند ، در پذيرفتن قرآن [ به عنوان يك كتاب آسمانى ] كه دلايل و براهين بر راستگويى آن ارائه شده است ، اتّحاد مىكردند .
وَ إِنَّهُ لَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ؛
قرآن هدايت است براى كسى كه در جستجوى هدايت باشد و رحمت است براى كسى كه به احكام و تعاليم آن عمل كند .
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ؛
خداوند در روز قيامت كه ياوهگويىها و بهانهجويىها از بين مىروند قضاوت مىكند و دربارهء اختلافى كه اسرائيل و ديگران دربارهء امور دينى و دنيوى با يكديگر دارند ، حكم صادر مىكند .
فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ .
چه ، هركس به او پناه ببرد ، در پناهگاهى محكم و دژى نفوذناپذير قرار دارد .
إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ .
كسى كه حقبهجانب است از آنچه دربارهاش گفتهاند و يا مىگويند باكى ندارد .
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ * وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ .
هدف اين جملات يك چيز است و آن اينكه ويژگىهايى در انسان است كه دلها را مىميراند و انسان را وامىدارد كه بر كفر و نفاق و گمراهى پافشارى كند و او و مردگان را در يك رديف قرار مىدهد ، به گونهاى كه با بودن اين ويژگىها ، هيچ نوع پند و اندرزى برايش سودمند نمىافتد . يكى از مهمترين اين ويژگىها ، آزمندى بر منافع و مقامها مىباشد و اين معنا با شيوههاى مختلف در قرآن تكرار شده است ، از آن جمله ، در جلد سوم در آيهء 179 از سورهء اعراف : « ايشان را دلهايى است كه بدان نمىفهمند و چشمهايى است كه بدان نمىبينند و گوشهايى است كه بدان نمىشنوند . اينان همانند چهارپايانند حتّى گمراهتر از آنهايند . اينان خود غافلانند » . نيز آيهء 43 از سورهء يونس : « آيا اگر درنيابند ، تو ميتوانى كران را شنوا سازى ؟ . . . آيا اگر نبينند ، تو مىتوانى كوران بىبصيرت را راه بنمايى ؟ » .