تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
چنين مىباشد : ما از خداوند و پيامبرانش شنيديم و با خدا و پيامبران مخالفت كرديم . بنى اسرائيل حتّى در دورهء خود موسى عليه السّلام به اين شعار ملتزم بودند ، تا آن‌جا كه وى از دست آنان به پيشگاه پروردگارش شكايت برد و آنها را گناهكار توصيف كرد . او با دريغ و سوزوگداز مىگفت : « اى پروردگار ! من تنها مالك نفس خويش و برادرم هستم . ميان من و اين مردم نافرمان جدايى بينداز » . « 1 » در آيهء ديگر آنان را به عنوان « بيخردان » توصيف مىكند : « گفت : اى پروردگار من ! اگر مىخواستى ايشان را و مرا پيش از اين هلاك مىكردى . آيا به خاطر اعمالى كه بيخردان ما انجام داده‌اند ما را به هلاكت مىرسانى ؟ » « 2 » . بنى اسرائيل تا امروز همچنان به اين شعار پاىبند هستند . در سال 1967 ، سازمان ملل متّحد كه نمايندهء تمام كشورهاى شرق و غرب است ، تصويب كرد كه اسرائيل از شهر قدس بيرون برود و تنها پاسخ نمايندهء اسرائيل به اين قطعنامه چنين بود : « سازمان ملل متّحد يك آشغالدانى است » چنان‌كه مطبوعات اين سخن را منتشر كردند . امّا آن‌چه آنان درباره‌اش اختلاف كردند ، عبارت است از عمل كردن به تورات در دوران موسى عليه السّلام ، تا آن‌جا كه خداوند كوه را بالاى سرشان نگه داشت و آنان را به نابودى تهديد كرد : « و كوه را بر فراز سرتان برديم . اكنون آنچه را كه برايتان فرستاده‌ايم با ايمان استوار بگيريد و كلام خدا را بشنويد . گفتند : شنيديم و به كار نخواهيم بست » . « 3 » و « 4 » همچنين ، آنها دربارهء پيامبرانى كه پس از موسى عليه السّلام آمدند اختلاف كردند . از جملهء آنان حضرت مسيح عليه السّلام است و چنان‌كه در آيهء 87 از سورهء بقره آمده
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 25 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 155 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 93 . ( 4 ) . يكى از سخنان شگفت‌انگيزى كه خواندم ، چيزى است كه از كتاب تلمود نقل شده و تلمود از ديدگاه يهوديان يا بيشتر آنان كتابى است كه همچون تورات نازل شده است : « هرگاه خداوند با مسئله مشكلى برخورد كند با خاخام‌هاى يهودى مشورت مىكند ، حتّى يك روز ، خدا نظريه‌اى را ابراز داشت كه خطا بود و يكى از خاخام‌ها وى را به خطايش توجّه داد و او اعتراف كرد و تصديق نمود » .