تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مشو . ( 70 ) مىگويند : اگر راست مىگوييد : آن وعده چه وقت خواهد بود ؟ ( 71 ) بگو : شايد پاره‌اى از آن‌چه به شتاب مىطلبيد نزديك شما باشد . ( 72 ) و پروردگار تو فضل خود را بر مردم ارزانى مىدارد ، ولى بيشترينشان شكر نمىگويند . ( 73 ) و پروردگار تو مىداند چه چيز را در دل نهان كرده‌اند و چه چيز را آشكار مىسازند . ( 74 ) و در آسمان‌ها و زمين هيچ رازى نيست ، مگر آن‌كه در كتاب مبين آمده است . ( 75 )

واژگان

ادّارك : پياپى آمد ، به هم پيوست . عمون : جمع عم ، كسى كه از درك و آگاهى قلبى محروم باشد . اساطير : خرافات ، افسانه‌ها . ردف : فعل ماضى ؛ يعنى پيوست ، در پى آمد . تكنّ : مىپوشاند ، پنهان مىكند .

اعراب

« أيّان » ظرف زمان و دربردارنده معناى استفهام و نيز مبنى بر فتح و در محلّ نصب به « يبعثون » مىباشد . « ادّارك » فعل ماضى و اصل آن « تدارك » است . « ء اذا » دو كلمه است : همزه استفهام و « اذا » كه متعلّق به فعل محذوف و در تقدير چنين است : « أنخرج من القبور اذا كنّا ترابا » . « هذا » اشاره است به اخراج و مفعول دوم براى « وعدنا » . مصدر برگرفته از « ان يكون » اسم « عسى » . اسم « يكون » ضمير شأن است . « ردف » فعل ماضى . « لام » در « لكم » از لحاظ اعراب زايد و در اصل « ردفكم » است ؛ يعنى به شما پيوست .

تفسير

قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 65 | محمد جواد مغنية