ندارند . به عنوان نمونه ، در سورهء اعراف ، خداوند از لوط نقل مىكند كه به قومش گفت : « چرا كار زشتى مىكنيد كه هيچكس از مردم جهان پيش از شما نكرده است ؟ » .
امّا در اينجا از او نقل مىكند كه به قومش گفت : « كارى زشت مىكنيد ، درحالىكه خود به زشتى آن آگاهيد ؟ » هر دو آيه نشانگر نكوهش و سرزنشاند . در آنجا گفت :
« بلكه شما گروهى اسرافگر هستيد » و در اينجا مىگويد : « بلكه شما گروهى نادان هستيد » . هركدام از اسراف و نادانى ، فراتر رفتن از حد است . خدا در اينجا مىفرمايد : « بارانى بر آنها بارانيديم و باران تهديدشدگان چه بد بارانى است » .
درحالىكه در سورهء اعراف فرمود : « بر آنها بارانى باريديم بنگر كه عاقبت مجرمان چگونه بود » .
از اين قبيل آيات كه خبر را به معنا نقل مىكند در كتاب خدا فراوان است ؛ زيرا اين كتاب ، سخنان پيامبران و ديگران را با بيانى ديگر در آيهء دوم و با بيانى متفاوت در آيهء سوم حكايت مىكند .
اين روش نشان مىدهد كه انسان مىتواند سخن ديگران را بهطور مستقيم نقل كند و نيز مىتواند معنا و مفهوم آن را حكايت كند بدون لفظ آن . البته مشروط به اينكه آن را كم و زياد نكند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٧