بسزاى كفرتان اينك در آن وارد شويد . ( 64 )
امروز بر دهانهايشان مهر مىنهيم . و دستهايشان با ما سخن خواهند گفت و پاهايشان شهادت خواهند داد كه چه مىكردند . ( 65 )
اگر بخواهيم ، چشمهايشان را كور مىكنيم . پس شتابان آهنگ صراط كنند .
امّا كجا را توانند ديد ؟ ( 66 )
و اگر بخواهيم ، آنها را بر جايشان مسخ كنيم ، كه نه توان آن داشته باشند كه به پيشقدم بردارند و نه بازپس گردند . ( 67 )
هركه را عمر دراز دهيم ، در آفرينش دگرگونش كنيم . چرا انديشه نمىكنند ؟ . ( 68 )
واژگان
فاكهون : شادمانند . از فكاهه ( شادمانى ) گرفته شده ، نه فاكهه ( ميوه ) .
ظلال : جمع ظل : سايه .
الارائك : جمع أريكه : تخت .
ما يدّعون : آنچه مىخواهند .
امتازوا : از نيكان و اصلاحطلبان كنارهگيرى كنيد و دور شويد .
جبلّا كثيرا : مردم فراوانى .
اصلوها : حرارت آن را تحمّل كنيد و هميشه در عذاب آن بمانيد .
الطمس : محو كردن و در اينجا مراد از آن ، كور كردن است ؛ يعنى كورشان مىكنيم .
فاستبقوا : از استباق گرفته شده است ؛ يعنى بشتابيد و راه بيفتيد .
نكس الشىء : زيرورو كردن چيز .
اعراب
« فى شغل » خبر « انّ » و « فاكهون » خبر دوم . « هم » مبتدا و « ازواجهم » عطف بر آن و « فى ظلال » خبرش مىباشد ، « متّكئون » خبر دوم و « على الارائك » متعلق به آن است .
« سلام » بدل از « ما يدعون » . « قولا » به عنوان مفعول مطلق منصوب است .
« أَنْ لا