تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
بسزاى كفرتان اينك در آن وارد شويد . ( 64 ) امروز بر دهان‌هايشان مهر مىنهيم . و دست‌هايشان با ما سخن خواهند گفت و پاهايشان شهادت خواهند داد كه چه مىكردند . ( 65 ) اگر بخواهيم ، چشم‌هايشان را كور مىكنيم . پس شتابان آهنگ صراط كنند . امّا كجا را توانند ديد ؟ ( 66 ) و اگر بخواهيم ، آنها را بر جايشان مسخ كنيم ، كه نه توان آن داشته باشند كه به پيش‌قدم بردارند و نه بازپس گردند . ( 67 ) هركه را عمر دراز دهيم ، در آفرينش دگرگونش كنيم . چرا انديشه نمىكنند ؟ . ( 68 )

واژگان

فاكهون : شادمانند . از فكاهه ( شادمانى ) گرفته شده ، نه فاكهه ( ميوه ) . ظلال : جمع ظل : سايه . الارائك : جمع أريكه : تخت . ما يدّعون : آنچه مىخواهند . امتازوا : از نيكان و اصلاح‌طلبان كناره‌گيرى كنيد و دور شويد . جبلّا كثيرا : مردم فراوانى . اصلوها : حرارت آن را تحمّل كنيد و هميشه در عذاب آن بمانيد . الطمس : محو كردن و در اين‌جا مراد از آن ، كور كردن است ؛ يعنى كورشان مىكنيم . فاستبقوا : از استباق گرفته شده است ؛ يعنى بشتابيد و راه بيفتيد . نكس الشىء : زيرورو كردن چيز .

اعراب

« فى شغل » خبر « انّ » و « فاكهون » خبر دوم . « هم » مبتدا و « ازواجهم » عطف بر آن و « فى ظلال » خبرش مىباشد ، « متّكئون » خبر دوم و « على الارائك » متعلق به آن است . « سلام » بدل از « ما يدعون » . « قولا » به عنوان مفعول مطلق منصوب است .
« أَنْ لا
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 518 | محمد جواد مغنية