واژگان
نسلخ منه النّهار : روز را از ميان مىبريم و شب را به جاى آن قرار مىدهيم .
مظلمون : در تاريكى فرومىروند .
العرجون : بر وزن فعلول از انعراج به معناى كج شدن گرفته شده است . عرجون به شاخهاى گفته مىشود كه به قوس ماه هنگامى كه به آخرين مرحله كاسته شدن مىرسد ، شباهت دارد .
فلا صريخ : فريادرسى نيست .
اعراب
« الليل » مبتداى مؤخّر و « آية » خبر مقدّم .
« ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ »
، جملهء مستأنفه و مبتدا و خبر است . « القمر » بنابر حذف مضاف است و عامل آن نيز فعل حذفشده مىباشد كه فعل موجود بر آن دلالت دارد : « و قدّرنا دوران القمر قدرناه » . « منازل » منصوب بنابر ظرفيّت و به معناى « فى منازل » است ؛ نظير : « دخلت الدار » كه به معناى « فى الدار » مىباشد . البتّه ، صاحب مجمع البيان با اين نظريه مخالف است . « كل » مبتدا « فى فلك » متعلق به « يسبحون » و جمله ، خبر آن است . « يسبحون » به اعتبار « منازل » به صورت صيغه جمع آمده است و نيز « يسبحون » نشان مىدهد كه « واو » جمع گاهى براى غيرعاقلان به كار مىرود . برخى گفتهاند : خورشيد و ماه از زمرهء عاقلان مىباشند . مصدر مؤوّل از « انّا حملنا » مبتداى مؤخّر و « آية لهم » خبر مقدّم و عبارت در تقدير چنين است : « حملنا ذرّيتهم فى الفلك آية لهم » . « رحمة » مفعول من اجله و « متاعا » عطف است بر « رحمة » .