تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
سهمناك عذاب . « خامدون » : مردگان . معناى آيه چنين است : نابود كردن تكذيب كنندگان بر ما آسان است و هرگاه آن را اراده كنيم ، فرشتگان عذاب را به سوى آنان مىفرستيم ، بلكه آنان ، تنها يك بانگ سهمناك از آسمان مىشنوند و خانه‌هايشان به گورهايى براى بدن‌هايشان تبديل مىشود .
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
اين آيه ، بيان و تفسير سبب حسرت مشركان و پافشارى آنها بر تكذيب فرستادگان الهى و ريشخند كردن آنهاست . پرسش : آن‌كه حسرت مىخورد ، چه كسى است ، با اين‌كه مىدانيم خدا بر هيچ‌كس حسرت نمىخورد ؟ پاسخ : در دنيا به هيچ روى ، كسى حسرت نمىخورد ، چون دريغ خوردن در اين‌جا كنايه از سرنوشت و عاقبت بد آنهاست كه وقتى عذاب را مىبينند ، دريغ مىخورند و بر اثر از دست دادن فرصت در زندگى دنيا پشيمان مىشوند .
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ .
مشركان در آخرت ، حسرت مىخورند و پشيمان مىشوند ؛ زيرا در دنيا از سرنوشت امّت‌هاى گذشته‌اى كه پيامبرانشان را تكذيب كردند و خداوند آنها را به هلاكت رسانيد ، اندرز نگرفتند .
أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ .
بيشتر مفسران قديم و جديد از جمله ؛ مراغى و صاحب الظلال در تفسير اين جمله كريمه مىگويند : آيا تكذيب‌كنندگان نمىبينند كه امّت‌هايى كه ما آنها را به هلاكت رسانديم ، بار دوم به دنيا برنمىگردند ! اين تفسير اشكال دارد ، چون باز نگشتن مردگان به دنيا ، دليلى بر اثبات گفته تكذيب‌كنندگان روز قيامت است ، نه دليلى بر ردّ آنان . معناى درست جملهء مزبور - به گمان من - چنين است : آيا تكذيب كنندگان نمىبينند كه خداوند گذشتگان را با تمامى آنچه داشتند نابود كرد و كسى از آنان بر جاى نماند كه به تكذيب‌كنندگان بعدى رجوع كند و خبر تكذيب‌كنندگان پيشين را به ايشان بدهد و تنها از آثار و نشانه‌ها به هلاكت آنها مىتوان پى برد : « آن