جمله چنين مىباشد : آيا براى پرستششوندگان مشركان ، اثرى در آسمان وجود دارد كه نشان دهد آنها در آفرينش خداوند با او شريكند ؟
3 .
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً فَهُمْ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْهُ .
ضمير « هم » به مشركان برمىگردد نه به شريكان و ضمير « منه » به كتاب برمىگردد و معناى آيه چنين است : آيا در عبادت و ديگر چيزها ، شريكانى براى خدا قرار داديد و در اين كار ، به كتابى فروفرستاده شده و يا پيامبرى مرسل تكيه كرديد ؟ بهطور خلاصه ، مشركان براى شرك خود ، نه دليل عقلى دارند و نه دليل نقلى ، بلكه در نهايت بىخبرى به سر مىبرند .
بَلْ إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلَّا غُرُوراً .
مراد از غرور در اينجا باطل است .
سركردگان شرك و گمراهى به ضعيفان و پيروان مىگفتند : بتها در روز قيامت ، شما را شفاعت مىكنند و ترديدى نيست كه اين وعده و سخن ، دروغ محض و فريب دادن به باطل است .
إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً .
خداوند ستارگان را با نظام جاذبه نگهداشته ، چنانكه پرنده را در آسمان با دو بالش نگهداشته است . خداوند ، نگهداشتن را به خود نسبت داده ؛ زيرا او آفرينندهء جهان و مسبب الاسباب است . نظير اين آيه ، در جلد پنجم ، آيهء 65 از سورهء حج بيان شد .
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ .
ضمير « أقسموا » به مشركان قريش برمىگردد . « احدى الأمم » : هرامّتى از امّتها . در كتاب البحر المحيط آمده است : مىگويند : « احدى الأمم » ، از باب برترى دادن اين امّت بر ديگر امّتها ؛ يعنى اين امت همتا ندارد . قريش بر يهوديان خرده مىگرفتند كه آنان از دين خود منحرف شده و پيامبرانشان را كشتهاند و خود سوگندهاى سختى ياد كردند كه اگر پيامبرى از سوى خدا برايشان بيايد ، از سرانگشتانش بيشتر فرمانبردار او باشند .
فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً * اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ .
سرانجام ، پيامبرى از سوى خدا با هدايت و گواهان براى آنان آمد . ليكن آنان وى را