همچنين ، وارد شدن آنان در خانهء او بدون اجازه موجب آزار پيامبر مىشود . در حديث آمده است : « شرم ، شعبهاى از ايمان است و كسى كه شرم ندارد ، ايمان ندارد » .
در حديث ديگر آمده است : « از مثلهاى پيامبران چيزى برجاى نمانده است ، مگر اين سخن مردم : هرگاه شرم نكنى ، پس هرچه مىخواهى بكن » . در توصيف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است : او از دختر پردهنشين شرمگينتر بود . در نهج البلاغه آمده است : « هيچ ايمانى چونان حيا و صبر نيست » . عربها انسان بزرگ را به برخوردارى از شرم ستايش مىكردند . فرزدق در ستايش امام زين العابدين عليه السّلام مىگويد :
يغضى حياء و يغضى من مهابته * فلا يكلّم الّا حين يبتسم
او از شرم چشمانش را مىپوشاند و مردم چشمان خود را از هيبت او مىپوشانند و سخن نمىگويند ، مگر در هنگامى كه وى لبخند مىزند .
يكى از سخنان شگفتآور ، مطلبى است كه در محاضرات الادباد نوشتهء اصفهانى آمده است : مهمانى طفيلى را به خاطر طفيلى بودنش سرزنش كردند . او گفت :
بنى اسرائيل بر خداوند طفيلى شدند ، آيا ما بر مردم طفيلى نباشيم ؟ .
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ .
ضمير « هنّ » به همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برمىگردد . امّا واژهء متاع را از باب مثال آورده است ، نه از باب تخصيص و نفى حكم از غير آن . سخن خداوند اين مطلب را نشان مىدهد :
« اين كار ، هم براى دلهاى شما و هم براى دلهاى آنان پاكدارندهتر است » . چه ، اين جمله نشان مىدهد كه آميختن و از بين رفتن حجاب از ميان زنان و مردان به تباهى و فتنه منجر مىشود و معناى آيه اين است كه درهم آميختن زنان و مردان ، حرام و يا دستكم بهتر آن است كه اين كار انجام نگيرد و از اين طريق ، روشن مىشود كه درهم آميختن آنان موجب تحريك غريزهء جنسى مىشود ، نه سبب تهذيب و جلوگيرى از طغيان آن ، آنگونه كه يكى از اشخاص مىگويد : خدا آن را گفته و من اين را مىگويم :
. . . ! « چه كسى از خدا راستگوتر است » .