ركوع و سجده كردن با انگيزهء به دست آوردن پول و معامله با دين ، نوعى دورويى است و نه عبادت ، كفر است و نه ايمان .
وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ .
مؤمنان به حق اميدوارند و به خاطر آن از منافع شخصى خود ، دست برمىدارند ؛ چرا كه حق همان دين و منافعشان است .
واجب است بر كسى كه اين آيه را بخواند و يا بشنود براى خدا سجده كند و برخى گفتهاند : حتّى اگر كسى بدون قصد آن را بشنود ، باز هم سجده بر او واجب مىباشد .
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً .
« مضاجع » كنايه از خواب است . وقتى كه ما اين آيه را بر آيهء 37 از سورهء نور : « مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروشى از ياد خدا و نماز گزاردن و زكات دادن بازشان ندارد » عطف كنيم و هردو آيه را در يك سخن گرد آوريم ، معنا چنين مىشود : تجارت ، خريد و فروش و خوابيدن ، مؤمنان را از عبادت خدا بازنمىدارد ، عبادتى كه بيم آنها را از عذاب او ؛ و اميد آنها را به پاداش او منعكس مىكند و همين عبادت است كه مقصود خداوند از اين آيه مىباشد :
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ؛
« 1 » نماز از كار زشت و منكر باز مىدارد » . در حديث آمده است : « نماز انسان را به خدا نزديك مىكند ، از گناه باز مىدارد ، گناهان را مىپوشاند و درد جسمانى را دور مىسازد » . امّا نماز تاجران رياكار ، انسان را به كار زشت و منكر وادار مىكند ، چون گناه ، گناه مىآورد و نيكى ، نيكى به دنبال دارد .
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ،
آنان خدا را با دل و جسم و مال مىپرستند .
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
مراد از « نفس » در اينجا اعمّ از نفسى است كه بوده و يا خواهد بود ، در زمين باشد و يا آسمان و معناى آيه چنين است : هيچ كس آن پاداش و مزدى را كه خداوند به مؤمنانى كه برطبق ايمانشان عمل مىكنند وعده داده است ، نمىداند ؛ پاداشى كه مؤمنان غبطهء آن را مىخورند و بدان شادمان هستند . در حديث صحيح آمده است كه خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 45 .