تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
ستم نمىكرد ، آنان خود به خويشتن ستم مىكردند . ( 9 ) سپس عاقبت آن كسان كه مرتكب كارهاى بد شدند ناگوارتر بود ؛ زيرا اينان آيات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند . ( 10 ) خدا موجودات را مىآفريند ، آن‌گاه ديگر بارشان باز مىگرداند ، آن‌گاه همه به سوى او بازگردانده مىشويد . ( 11 ) و روزى كه قيامت برپا شود ، گناهكاران حيرت‌زده بمانند . ( 12 ) هيچ‌يك از بتانشان شفاعتشان نمىكند . و ديگر به بتان خود باور ندارند . ( 13 ) و چون قيامت برپا شود ، در آن روز از يكديگر ببرند . ( 14 ) امّا آنها كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند ، در باغى به شادمانى پردازند . ( 15 ) و امّا آنهايى كه كافر شده‌اند و آيات ما را تكذيب مىكنند و ديدار آخرت را دروغ مىانگارند ، همه را در عذاب حاضر آرند . ( 16 )

واژگان

أثاروا الارض : زمين را شخم زدند و آن را براى كشت آماده كردند . عمروها : از عمران گرفته شده ؛ يعنى آباد كردند آن را . السّوأى : حالت بد ، مؤنّث « أسوأ » مىباشد ؛ مانند « حسنى » كه مؤنّث « أحسن » است . الإبلاس : نااميدى از نيكى . الرّوضه : زمينى كه داراى گياه و آب باشد . يحبرون : به شادمانى مىپردازند .

اعراب

« ما خلق » « ما » نافيه . « اجل » عطف بر « الحق » . « كيف » خبر « كان » و « عاقبة » اسم آن . « قوة » تميز و « اكثر » صفت براى مفعول مطلق محذوف است . مصدر برگرفته از « ليظلمهم » متعلق به محذوف خبر براى « كان » : « ما كان اللّه مريدا لظلمهم » . « السّوأى »
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 218 | محمد جواد مغنية