وَ هُمْ ظالِمُونَ * فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ .
ظاهر آيه به روشنى نشان مىدهد كه نوح عليه السّلام 950 سال زندگى كرد و عقل هم آن را نفى نمىكند و بايد آن را تصديق كرد . امّا تعليل اين درازى عمر ، آن است كه تعداد انسانها در آنزمان اندك بود و نسل بشريّت محدود و هرمقدار كه تعداد و نسل كم باشد ، عمرها زياد مىشود ، چنانكه برخى از مفسران جديد اين مطلب را بيان كردهاند . ليكن در تفسير وحى و يا توجيه آن ، نمىشود بر اين تعليل و امثالش تكيه كرد . در قاموس كتاب مقدّس آمده كه نوح يك نام سامى و به معناى « آسايش » مىباشد و پدرش اين نام را بر او نهاد . ايرادى كه بر اين گفته مىتوان گرفت آن است كه سامى به سام پسر نوح نسبت داده شده است .
بنابراين ، چگونه مىتوان پدر را به پسر نسبت داد ؟ در صفحهء 448 از همين قاموس آمده است : سام فرزند نوح زمانى به دنيا آمد كه پانصد سال از عمر او گذشته بود .
قاموس مزبور به تاريخ دورهاى كه نوح در آن مىزيسته ، اشاره نكرده است و شايد اين كار ، بر اثر نبودن منابع بوده است . پيشتر در چندين آيه دربارهء نوح سخن گفته شد ، از آن جمله ، در جلد سوم در سورهء اعراف و نيز در جلد چهارم سورهء هود .