تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
« پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسرى تواش درآوريم » . مالكيّه و حنابله مىگويند : ازدواج با واژهء هبه [ وهبت ] نيز منعقد مىشود . اينان به آيهء 50 از سورهء احزاب استدلال كرده‌اند : « و نيز زن مؤمن را [ حلال كرديم ] كه خود را به پيامبر بخشيده باشد » . حنفيّه مىگويد : ازدواج با هرلفظى كه بر قصد ازدواج دلالت كند حاصل مىشود . گروه زيادى از فقها گفته‌اند : چوپانى كردن به مدّت هشت و يا ده سال ، مهر زناشويى نيست و حتّى قسمتى از آن هم نمىباشد ، بلكه مهر به‌طور كامل جدا از چوپانى است و امّا سخن پيرمرد كه گفت : « به شرط اين‌كه مزدور من باشى . . . » بدين معناست كه اگر در برابر مزد برايم چوپانى كردى ، من هم يكى از دخترانم را در برابر مهر به همسرى تو درمىآورم ، چنان‌كه مىگويى : اگر چنين كردى ، من هم‌چنان مىكنم . و معناى درست آيه نيز همين است . در هرحال ، اين آيه هيچ دلالتى بر ديدگاه فقها ندارد ، زيرا آيه ، آيين‌هاى پيشين را حكايت مىكند و ما يقين داريم كه آيين اسلام تمامى آيين‌هاى پيشين را نسخ و باطل كرده است و عمل كردن طبق هيچ‌كدام از احكام آنها روا نيست ، مگر اين‌كه دليل خاص و يا عامى بر اثبات اين حكم از كتاب و يا سنّت وجود داشته باشد . بنابراين ، [ در صورت وجود دليل از كتاب و سنت ] عمل به حكم كتاب و سنّت است ، نه عمل به آيين گذشته . امّا كسانى كه به استصحاب احكام آيين‌هاى پيشين استدلال مىكنند ، ما سخن آنها را با اين سخن خداوند ردّ مىكنيم : « ما در اين كتاب ، هيچ‌چيزى را فروگذار نكرده‌ايم » ؛ « 1 » هم‌چنين با اين سخن خدا : « و ما قرآن را كه بيان‌كنندهء هرچيزى است بر تو نازل كرديم » . « 2 » يعنى قرآن تمامى اصول اسلام و آيين آن را بيان كرده است . پيامبر بزرگوار فرمود : « چيزى نيست كه شما را به بهشت نزديك كند ، مگر اين‌كه من شما را
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 38 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 89 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 106 | محمد جواد مغنية