تفسير
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ .
موسى عليه السّلام پس از آنكه مدّتى را كه با پدرزنش قرار گذاشته بود به پايان برد ، كالاهاى پراكندهاش را گرد آورد و همراه خانوادهاش به قصد مصر سفر كرد .
در قاموس كتاب مقدّس آمده است : « موسى همراه همسر و دو فرزندش به مصر رفت » زمانى كه وى به بيابان رسيد ، شب تاريك و سردى بود ، راهش را گم كرد . چنانكه جمله : « شايد شما با آن خود را گرم كنيد » نشاندهندهء سردى آن شب است . موسى درحالىكه آشفته و سرگردان بود ، نگاهش به آتشى افتاد كه روشنى مىداد . بنابراين ، به خانوادهاش گفت : شما در جاى خود ، چشمبهراه بمانيد تا من به سوى آن آتش روم و برايتان خبرى دربارهء راه بياورم و يا پارهاى از آن آتش ، تا خودتان را بدان گرم كنيد . مانند اين آيه در آيهء 10 از سورهء طه و آيهء 7 از سورهء نمل بيان شد .
فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ ؛
يعنى : از كنارهاى كه برابر سمت راست موسى بود ، ندا درداده شد .
فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« البقعه » : قسمتى از زمين . اين قسمت از آن سرزمين به دليل وجود پرتعداد پيامبران و فراوانى بركتهاى آن ، مبارك است . جملهء « من الشجرة » نشان مىدهد كه خداوند در آن درخت ايجاد سخن كرد و كسانى كه مىگويند : سخن خدا حادث است ، نه قديم به همين آيه استدلال كردهاند . نظير اين آيه در آيهء 52 از سورهء مريم و آيهء 12 از سورهء طه بيان گرديد .
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ .
اين آيه در آيهء 10 از سورهء نمل بيان شد .
اسْلُكْ يَدَكَ فِي