را هنگامى كه او براى وى و خواهرش از چاه ، آب بيرون آورد ، ديده بود و نيز پاكى موسى عليه السّلام را زمانى احساس كرد كه او را به نزد پدرش فراخواند .
قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ .
موساى مهاجر و راندهشده و تهيدست كه هيچچيزى در اختيار ندارد ، كسى كه چند روز را با خوردن گياهان زمين گذرانده است ، تا آنجا كه از خداوند لقمهاى نان درخواست مىكند كه بتواند با آن ، رنج و ناتوانىاش را بر طرف سازد ، اكنون آن پير بزرگوار يكى از دخترانش را به اين شخصيّت گرسنه و پناهنده عرضه مىكند و از او مىخواهد كه يكى از آن دو را برگزيند . بنابراين ، در اين كار بايد رازى وجود داشته باشد و اين راز در شخصيّت موسى و عظمت او نهفته است كه پير بزرگوار آن را در رفتار او با دخترانش و نيز در سخن و رفتار او با فرعون و قومش كه وى اين جريان را با او حكايت كرد حس كرده بود پير با فطرت پاك و صاف خويش درمىيابد كه اين شخصيّت به زودى آثار مهمّى از خود برجاى خواهد گذارد ؛ زيرا كارهايى كه از انسان سر مىزند بيشتر از يك دست است . بنابراين ، كسى كه در اين خويشاوندى ، سود برده آن پير است [ يعنى شعيب ] و كدامين سود بالاتر از خويشاوندى با پيامبران و پرهيزگاران است ؟
آيين اسلام تمامى آيينها را نسخ كرد
فقيهان دربارهء اين آيه فراوان سخن گفته و بدان استدلال كردهاند . در اثبات اينكه سرپرست زن مىتواند زن را به منظور ازدواج بر مرد عرضه كند . . . امّا حق آن است كه علاوه بر سرپرست ، [ - خواستگارى ] از طرف مرد و هم از طرف خود زن نيز روا مىباشد . دليل اين ديدگاه قاعدهء « اصل » است و نيازى به نص ندارد . اماميّه و شافعيّه مىگويند : ازدواج تنها با گفتن واژهء تزويج [ زوّجت ] و نكاح [ انكحت ] منعقد مىشود . البتّه ، منشأ عقيدهء آنان عطف آيهء 37 از سورهء احزاب بر اين آيه است :