تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
كه بر خود ستم روا داشته‌اند ؛ چون فرشتگان جانشان را بستانند ، سر تسليم فرود آرند و گويند : ما هيچ كار بدى نمىكرديم . آرى ، خدا از كارهايى كه مىكرديد آگاه است . ( 28 ) از درهاى جهنم داخل شويد و تا ابد در آن‌جا بمانيد . بد جايگاهى است جايگاه گردنكشان . ( 29 )

واژگان

أساطير : جمع اسطورة و اسطارة و آن عبارت است از چيزى كه در كتاب‌ها نوشته شده ، بدون اين‌كه دليلى بر درستى آن وجود داشته باشد . الأوزار : گناهان . القواعد : جمع قاعده و مراد از آن در اين‌جا ستون است . السّلم : تسليم شدن . المثوى : جايگاه اقامت .

اعراب

« ما ذا » ، جايز است كه دو كلمه باشد ، « ما » براى استفهام و محلّ آن مرفوع بنابر اين‌كه مبتدا باشد و « ذا » خبر آن و به معناى « الّذى » . نيز جايز است كه يك كلمه و به معناى « ايّ شيء » باشد و محلّش منصوب به « انزل » . « أساطير » خبر مبتداى محذوف ؛ يعنى : « هذه أساطير يا و الّذى انزله اساطير » . « ليحملوا » مضارع ، منصوب به ان كه در تقدير است و مصدر ريخته شده ، مجرور به لام ، متعلق به « قالوا » . لام در اين‌جا به معناى عاقبت است نظير : « لدوا للموت و ابنوا للخراب » ؛ يعنى پايان سخنان آنان ، برداشتن بار گناه است . و
« ساءَ ما يَزِرُونَ »
. نحويان و مفسران ، « ساء » را همانند « نعم » و « بئس » و ما بعد اين دو اعراب داده‌اند و ما اين مطلب را درج سوم بيان كرديم . به نظر من ، « ما » مصدريه است و مصدر ريخته شده از آن و از « يزرون » فاعل ساء ؛
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 783 | محمد جواد مغنية