« لنا » خبر آن . مالنا « ما » براى استفهام ، در محلّ رفع و مبتدا و « لنا » خبر آن است . مصدر « ألّا نتوكّل » مجرور به « فى » محذوف . ابو البقاء گفته است : جايز است كه حال و به معناى : غيرمتوكّلين باشد .
تفسير
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ .
سياق سخن ، نشان مىدهد كه آيه ، خطابى است از سوى موسى عليه السّلام به بنى اسرائيل و نه از سوى محمّد صلّى اللّه عليه و إله به مشركان عرب و ديگران چنانكه برخى گفتهاند .
معناى آيه چنين است : موسى عليه السّلام در حالى كه اندرز و بيم مىداد ، به بنى اسرائيل گفت :
شما طوفان نوح را شنيديد و نيز عذابها و مصيبتهاى بزرگى را كه بر قوم عاد و ثمود و نيز ديگر افراد زيادى وارد شد كه تعداد آنها را جز خدا كسى نمىداند و خداى سبحان با آنها نيز همين رفتار را كرد ؛ زيرا آنان پيامبران را نافرمانى كردند و از دعوت ايشان سرباز زدند . آيا از امّتهاى گذشته پند و اندرز نمىگيريد ؟ موسى عليه السّلام اين سخنان را به قومش گفت و چندين بار هم گفت ، لكن اسرائيل از آغاز تا انجام ، همان است كه بود .
جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ .
هرپيامبرى كه از جانب خداوند به سوى بندگانش فرستاده مىشود ، بايد از جانب او مجهّز به دليل قطعى هم باشد ، تا اين دليل نشان دهد كه او از جانب او به سوى آنان فرستاده شده است . درست همانند سفيرى كه استوار نامهاش را از سوى دولت متبوعش به دولتى كه در آن به عنوان سفير اعزام شده ، ارائه مىدهد . بنابراين ، مراد از بيّنات ، معجزاتى است كه نشانگر نبوّت پيامبران و رسالت ايشان است .
فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ .
ضمير به قوم نوح و اقوامى كه پس از آنها در آيه نامبرده شدهاند برمىگردد .
« بردن دست به دهان » در اينجا كنايه از شدّت خشم و روىبرتافتن است نظير آيه :
« عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ
؛ از غايت كينهاى كه به شما دارند سرانگشت خويش به دندان