وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ .
صاحب المغنى مىگويد : « عن » در اينجا براى بيان علّت است و معناى آيه اينچنين مىباشد : ما صرفا به خاطر سخنان تو و بدون گواه و دليل ، شرك را رها نمىكنيم .
وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ .
اين جمله ، توضيح و تأكيد اين سخن آنهاست : « و ما نحن بتاركى آلهتنا » . بر اين گروه و امثالشان ، سخن گويندهاى صدق مىكند كه گفت : انسان ، خدايان را آفريد و نه خدايان ، انسان را .
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ .
اين سخن آنان ميزان نادانى و نيز باور آنها را به خرافات و افسانهها به تصوير مىكشد . سنگهاى ناشنوايى كه به اعتقاد آنان به كسى كه آنها را نپرستد زيان مىرساند . وقتى كه انسان به اين مرحله از نادانى برسد ، هيچچيزى به حال او سودى ندارد و از اينرو ، خداوند او را در چندين آيه ، به عنوان كور و كر توصيف كرده است .
قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ .
وقتى آنها به هود گفتند : برخى از خدايان ما به تو زيان مىرساند ، وى آنان را به مبارزه طلبيد ، كه اگر آنها و خدايانشان گرد هم آيند و تمامى تلاشهاى خود را براى آزار او به كار گيرند ، او براى تحمّل پيامدهاى آن آماده است . او در ضمن مبارزهطلبى ، اين نكته را به قوم خود توجّه داد كه آنها غافل و فريب خوردهاند .
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ .
اين سخن ، علّت ناتوانى آنها از آزار دادن هود و نيز كمتوجّهى او به آنان و بتهايشان را بيان مىكند .
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها .
بنابراين ، همهچيز در كف قدرت اوست و با وجود او ، هيچكس توان سود و زيان رساندن به خود و يا ديگران را ندارد .
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ؛
پروردگارم براساس همين راه راست ؛ يعنى راه حق و عدالت يارى مىكند ، خوار مىسازد ، پاداش مىدهد و مجازات مىكند .
سؤال : وقتى كه اختيار انسان در دست خداست و خدا هم بر راه راست است ، اين امر مستلزم دو چيز مىباشد :