تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بنابراين ، ميان اين آيه و سخن شما در تفسير آيهء 2 از سورهء انفال و ديگر آيات كه گفتيد : ايمان موجب روييدن گندم نمىشود ؛ زيرا خداوند جريان امور را برطبق سنّت‌هاى جهان هستى قرار داده است ، چگونه مىتوان جمع كرد ؟ پاسخ : بله ، خداوند جريان امور را براساس سنّت‌هاى جهان هستى قرار داده است و در اين جهت ، ترديدى وجود ندارد ، لكن اين امر ، مانع از بروز معجزات و شكسته شدن سنّت‌هاى جهان هستى بر اثر حكمتى كه آن را اقتضا مىكند نمىشود ؛ زيرا تمامى اسباب و عوامل طبيعى و غيرطبيعى به مشيّت خداوند ختم مىشود . بنابراين ، تنها مشيّت او سبب الاسباب است . گاهى اين مشيّت قدسى به‌طور مستقيم و بدون واسطه به‌وجود چيزى تعلق مىگيرد و تمامى اسباب معمولى را از بين مىبرد و در نتيجه ، اين چيز بدون سبب معمولى خود وجود پيدا مىكند نظير توفان نوح و معجزاتى همانند آن . خداوند خواسته است كه اين معجزاتى را كه سنّت‌هاى طبيعت را مىشكند ، تنها به وسيلهء يكى از پيامبرانش آشكار سازد تا پيامبرى او را به اثبات برساند ، يا دعاى او را اجابت كند و يا از دشمنانش انتقام بگيرد و به همين دليل ، چنين معجزه‌هايى بسيار كم به‌وقوع مىپيوندد . به بيانى ديگر ، جريان اشيا در اين زندگى بر طبق اسباب خود ، چيزى است و معجزه‌اى كه به مشيّت خدا به‌طور مستقيم نسبت داده مىشود ، چيزى ديگر .
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ .
اين جمله ، سخنى دروغ و تهمتى است از سوى قوم هود ؛ زيرا خداى سبحان هرپيامبرى را كه فرستاده ، او را به دلايل كافى و وافى بر رسالتش مجهّز كرده است ، لكن اين قوم ، رسالت و نيز دلايل و گواهان او را نپذيرفتند ، چنان‌كه اقوام ديگر پيامبران نيز چنين مىكردند ؛ زيرا اين دلايل با هوس‌هاى آنها سازگار نبودند : « . . . هرگاه كه پيامبرى چيزى مىگفت كه با خواهش دلشان موافق نبود ، گروهى را تكذيب مىكردند و گروهى را مىكشتند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 70 .