كانت مودّة سلمان لهم رحما * و لم تكن بين نوح و ابنه رحم
دوستى سلمان براى آنان خويشاوندى بود ، در حالى كه ميان نوح و پسرش خويشاوندى وجود نداشت .
فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ .
چيزى كه نوح آن را نمىدانست غرق شدن پسرش بود كه خداوند مقرر كرده بود ؛ زيرا خدا به سببى كه حكمت او اقتضا مىكرد ، غرق شدن پسر نوح را از او پنهان نگه داشته بود . وقتى كه وى از خدا دربارهء پسرش پرسيد ، خداوند به او فرمود : از من دربارهء چيزى كه آگاهى از آن را از تو پنهان كردم ، مپرس و دربارهء پسرت از من تقاضا مكن و تو را برحذر مىدارم كه از مردم نادان باشى ؛ يعنى اگر دربارهء او از من تقاضا كنى ، تو از زمرهء نادانان خواهى بود .
قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ؛
يعنى خدايا ، دربارهء پسرم از تو درخواست نمىكنم و پس از آنكه مرا از حقيقت آگاه كردى ، دربارهء او تقاضايى ندارم ، بلكه به حكم تو و قضاى تو خشنودم . « 1 »
وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ .
اين سخن ، تنها فروتنى از سوى نوح در برابر خداست و نه درخواست آمرزش از گناهى كه بهوقوع پيوسته باشد ، چنانكه اين فروتنى از شأن پيامبران و شايستگان مىباشد . در اينباره ، در جلد دوم سخن گفتيم .
قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ .
زمانى كه توفان به پايان رسيد و خداوند مشركان را غرق كرد ، خدا به نوح دستور داد كه او و همراهانش با سلامتى و بركت در زندگى و روزى بر زمين فرود آيند و به عنوان امّتهاى مستقل و جدا از يكديگر ، در
هامش
( 1 ) . بسيارى از مفسران در اينجا دچار آشفتگى شدهاند ؛ زيرا آنان از آيه چنين برداشت كردهاند كه خدا به نوح مىگويد :
از من مپرس . نوح هم مىگويد : اگر من از تو نپرسم ، پس چگونه به من مىگويى : از من مپرس ؟ سپس اين مفسران با توهم و خيالپردازى به تأويل آيه پرداختهاند ! از آنچه ما گفتيم ، روشن مىشود كه معناى آيه روشن است و نياز به تأويل ندارد .