واژگان
التوفية : ادا كردن حق بهطور كامل .
البخس : ادا كردن حق بهطور ناقص .
حبط الشىء : فاسد و باطل شد .
البيّنة : چيزى كه به وسيلهء آن حق از باطل آشكار مىشود .
المرية : شك .
اعراب
« نوفّ » مضارع مجزوم ، جواب « من كان » . « باطل » مبتدا ، « ما كانوا » فاعل براى « باطل » ، جانشين خبر و نيز جايز است كه « ما » مبتدا و خبرش محذوف باشد و تقديرش اينچنين است : « كمن لا بيّنة له » . « ها » در « يعلوه » به « بينة » برمىگردد ؛ زيرا به معناى برهان است [ و برهان مذكر مىباشد . ] « من قبله كتاب موسى » عطف است بر « شاهد » و « اماما » حال است .
تفسير
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ ؛
هركس كشت كند ، درو مىكند و كسى كه هنر تجارت را بداند و تجارت كند سود مىبرد و كسى كه در درس خواندن تلاش كند قبول مىشود . كسى كه كارخانهها بسازد ، معدنها را استخراج كند و دست به احتكار آنها بزند ، ثروتها در گنجينههايش انباشته خواهد شد . اينچنين است كه هركس براى بهدست آوردن چيزى تلاش كند ، ميوهء تلاش خود را دريافت مىكند ، خواه مؤمن باشد خواه كافر . بنابراين ، روزى ، نتيجهء كار است و كفر ، آن را كم نمىكند و ايمان آن را افزايش نمىدهد و اين ، مراد خدا