دروغ مىبندند رستگار نمىشوند . ( 69 )
بهرهاى [ اندك ] در دنيا [ دارند ] . آنگاه بازگشتشان به سوى ماست . سپس به كيفر كفر ورزيدنشان عذابى سخت به آنان مىچشانيم . ( 70 )
واژگان
العزّة : غالب شدن و نيرومند شدن . يعزّ به فتح عين : هرگاه نيرومند شود و به كسر آن ، هرگاه كمياب شود .
الخرص : تخمين زدن و سخن گفتن بدون آگاهى .
مبصرا : مجاز است و به معناى مبصرا فيه : در آن ببينيد ، از قبيل « ليل نائم » كه به معناى نائم فيه است : در آن بخوابيد .
السلطان : حجت و برهان .
اعراب
« انّ العزّهء للّه » جملهء مستأنفه است و نه مفعول براى قول ؛ زيرا اين سخن آنان :
« العزّة للّه » ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را اندوهگين نمىكند . « ما يتّبع » « ما » نافيه و مفعول « يتّبع » محذوف است ؛ يعنى : « ما يتبعون شريك اللّه حقيقة ؛ شريك خدا را در حقيقت تبعيت نمىكنند » ؛ زيرا خدا هرگز شريك ندارد . « ان يتّبعون » « ان » نافيه و از اين قبيل است :
« ان هم » . مصدر ريخته شده از « لتسكنوا » متعلق به محذوف و مفعول براى « جعل » :
« جعل اللّيل مظلما لسكنكم فيه » . « و ان عندكم من سلطان » « ان » نافيه . « عندكم » خبر مقدّم ، « من » زايد و « سلطان » مبتداى مؤخّر و « بهذا » متعلق به « سلطان » ، « متاع فى الدّنيا » خبر مبتداى محذوف ؛ يعنى : « ذلك متاع » .
تفسير
وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً .
اشراف و رباخواران ، از فراخوانى