تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
مىشود ؛ امّا شكل و چگونگى آن اهميّتى براى ما ندارد .
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ .
چگونه خداوند بر بندگان خود ستم كند ، در حالىكه از آن نهى و به سبب ستم ، شخص را مجازات مىكند ؛ اهل سنّت مىگويند : از نظر عقل مانعى ندارد كه خداوند فرمان‌بردار را مجازات كند و گناهكار را پاداش دهد و نيز عقل بر خدا روا مىدارد كه به وعدهء خود وفا نكند ( المواقف ، 8 ، مقصد پنجم و ششم از مرصد دوم در بحث معاد . و نيز المذاهب الاسلاميه ، از ابو زهره ، فصلى با عنوان « منهاجه و آراؤه » شمارهء ، 104 ) . شيعه مىگويد : عقل بر خدا روا نمىدارد كه فرمان‌بردار را مجازات كند ؛ لكن بر او روا مىدارد كه گناهكار را ببخشد ؛ زيرا عادل ، كسى را كه فرمان‌بردارى كرده ، مجازات نمىكند و كريم و بردبار از كسى كه بد كرده ، چشم مىپوشد .
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ ؛
يعنى مشركان بدان سبب در جنگ بدر كشته و اسير شدند كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كردند ؛ چنان‌كه مشركان پيشين به سبب اين‌كه پيامبران خود را تكذيب كردند هلاك شدند ؛ نظير آل فرعون و كسانىكه پيش از آنها بودند .
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
مراد از نعمت در اين‌جا روزى و مقصود از دگرگون ساختن آن ، سلب اين نعمت و از بين بردن آن است . در اين‌جا ممكن است اين پرسش مطرح شود : ظاهر آيه نشان مىدهد كه گروهى كه خداوند به آنها روزى داده است ، مادام كه فرمان بردار باشند ، خدا اين روزى را از آنان نمىگيرد و هرگاه معصيت كنند ، خدا آن را از آنها مىگيرد ؛ لكن ما گناهكاران بسيارى مىبينيم كه هر اندازه به گناهشان افزوده مىشود بر ثروتشان نيز افزوده مىشود و يا هيچ‌گونه تغييرى عليه آنان صورت نمىگيرد ؟ پاسخ : آيه نه واژهء معصيت را آورده است و نه واژهء كفر را و تمام آنچه آيه بر آن