بود نه كيفيت و تعداد ارتش بود نه ساز و برگهاى كشنده و جهنّمى مدرن .
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ .
در جنگ بدر ، مسلمانان بر مشركان پيروز شدند و تعدادى از آنان را كشتند و تعدادى را اسير گرفتند و عامل اين پيروزى ، پايدارى و مقاومت مسلمانان در نبرد بود . امّا سبب اين مقاومت و شكيبايى ، همان چيزى است كه آيات پيشين بدان اشاره كرد و آن اينكه خداوند دلهاى آنان را قوى و گامهايشان را استوار ساخت و فرشتگان را به يارى آنها فرستاد و نيز بيم و ترس را از دلهاى آنان برداشت و آنرا بر دلهاى مشركان افكند . برايناساس ، نسبت دادن كشتن مشركان ، به مسلمانان درست است ؛ زيرا اين كار با دستهاى آنها انجام شد و در واقع نتيجهء پايدارى و شكيبايى آنها بود و نيز درست است كه اين كشتن را به خدا نسبت دهيم ؛ زيرا او بود كه زمينهء اين پايدارى و مقاومت را براى آنها آماده كرد . بهعلاوه ، او سبب تمام سببهاست . در روايتى آمده است كه يكى از مسلمانان مىگفت : در روز جنگ بدر من فلانى را كشتم و ديگرى مىگفت : من فلانى را كشتم . پس اين آيه از سوى خدا نازل شد : « شما آنها را نكشتيد ؛ لكن خدا آنها را كشت » .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى .
آرى ، خداوند تير انداخت ، امّا براى اين تير انداختنش دست محمّد صلّى اللّه عليه و آله را برگزيد ، همانكه او را ، بر تمام آفريدگانش برترى داد و نيز مقام رسالتش را كه رحمت آن تمام جهانيان را شامل مىشود ، به او بخشيد .
در روايت است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز بدر ، مشتى از سنگريزه و يا خاك را برگرفت و به سمت مشركان پرتاب كرد و گفت : « زشت باد اين صورتها » و به دنبال اين حادثه ، آنان شكست خوردند . درستى اين روايت چندان دور به نظر نمىرسد و نيز دور نيست كه مراد از تير انداختن در اينجا ، ادارهء امور جنگ و طراحى برنامههاى آن باشد . در هرحال ، مشيت الهى سبب تمام سببهاست و با همين مشيت ، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سنگريزه و تمام جهان هستى ايجاد شد ؛ زيرا هر سبب مستقيم و يا غير مستقيم براى هر رويدادى ، سرانجام به نيرويى عالى كه بدون ايجادكنندهاى وجود