تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
چگونه او يقين دارد امّا بدان توجه ندارد ؟ در هرحال ، اين ، چيزى است كه واقعيت دارد و دليل آن‌هم اين است كه اگر او آنچه را خودش مىپسندد از فرد ديگرى مىديد ، آن‌را انكار مىكرد .
يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ .
گروهى از مؤمنان براى برخورد و پيكار با سپاه قريش چانه مىزدند با اين‌كه اين برخورد و پيكار حق و خير بود . اين گروه ، كاروان را به اين دليل ترجيح مىدادند كه اموالى بيشتر و مردانى كمتر داشت . جملهء
« بَعْدَ ما تَبَيَّنَ »
بدين اشاره دارد كه آنان پس از آن‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را از پيروزى خبر داد ، به مجادله پرداختند .
كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ ؛
گويى آنان آشكارا به سوى مرگ و اسباب آن سوق داده مىشوند . اين آيه تصويرى است از شدّت بيم آنان از قريش كه قرآن كريم ، آن را ترسيم مىكند . بيم و ترس آنها بدين سبب بود كه قريش از لحاظ نيرو و تعداد ، از ايشان نيرومندتر و بيشتر بودند . سؤال : مسلمانان ، بدريون را تقديس مىكنند و آنان را به بالاترين مقام مىرسانند . امّا قرآن برخى از آنها را آشكارا محكوم مىكند ؛ زيرا آنان به‌رغم اين‌كه حق برايشان روشن و آشكار شد و پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله از طريق وحى ، آنان را از حق خبر داده بود ، با او به جدال پرداختند ؟ پاسخ : اين جدال ، مقام آنان را پايين نمىآورد و به ايمانشان به خدا و پيامبرش زيان نمىرساند ؛ زيرا آنها بشرند و هنگامىكه آثار مرگ را ببينند ، به‌رغم ايمان و آرامشى كه دارند ، دل‌هايشان به تپش مىافتد . به‌علاوه ، اين حالت آنها همچون ابر تابستانى بود كه پديدار و سپس پراكنده مىشود ؛ زيرا آنان پيامبر را همراهى كردند و با عزم راسخ و استوار با مرگ روبه‌رو گشتند .
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ ؛
خداوند شما را به يكى از دو چيز وعده داده است : يا پيروزى بر قريش در جنگ و رها كردن كاروان و يا كاروان و رها كردن پيروزى .
وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ ؛
مقصود از
« غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ »