سوق مىدهد ، دقيقا همانند كسى كه از پلههاى نردبان بالا مىرود .
الإملاء : مهلت دادن و به تأخير انداختن .
الكيد : مكر و نيرنگ و در اينجا مقصود ، تدبير پنهانى است ، بهگونهاى فردى كه مورد نيرنگ قرار مىگيرد بدان توجّه پيدا نكند ، مگر پس از تحمل زيان و خوارى .
الجنّة : به كسر جيم ، در اصل به معناى پوشش و پرده است .
الملكوت : مالكى كه مملوك نيست .
العمه : كورى دل .
العمى : كورى چشم .
اعراب
« إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ » ،
جملهء مستأنفه و از همينرو ، همزهء انّ كسره داده شده است . ما ، استفهاميهء انكاريه و در محلّ رفع ؛ زيرا مبتداست .
« بِصاحِبِهِمْ »
متعلق به محذوف و خبر و جمله مفعول براى
« يَتَفَكَّرُوا »
؛ چراكه
« يَتَفَكَّرُوا »
از افعال قلوب است كه تعليق آن از عمل جايز مىباشد . و
« أَنْ عَسى »
،
« أَنْ »
مخففهء از ثقيله و اسم آن ضمير شأن محذوف است ؛ يعنى « أنّه عسى » . مصدر ريختهشده از
« أَنْ يَكُونَ »
فاعل
« عَسى »
و در اينجا به سبب فاعل از خبر بىنياز شده است ؛ چنانكه جملهء « عسى ان تقوم » نيز از همين قبيل است و گويى شما گفتيد : « قرب مكانك » و از اين قبيل است جملهء :
« عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً » .
اسم
« يَكُونَ »
ضمير مستترى است كه به شأن برمىگردد و جملهء
« قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ »
خبر « كان » و جملهء
« عَسى »
و فاعلش خبر
« أَنْ »
.
تفسير
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ .
گاهى نعمتها پىدرپى