تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
نشانه‌ها و دلايل وجود خدا بينديشد . مسلمانان بر اين مطلب وحدت‌نظر دارند كه سنت نبوى صلّى اللّه عليه و آله آيات قرآنى را بيان و تفسير مىكند و اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به تواتر نقل شده كه فرمود : « هر مولودى بر فطرت خداشناسى زاده مىشود و آن‌گاه ، پدر و مادرش او را يهودى يا نصرانى و يا مجوسى مىسازند » . و نيز اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه گفت : « خدا مىفرمايد : من بندگانم را خداپرست آفريدم و شياطين آمدند آنها را از دينشان منحرف كردند » .
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا .
هركدام از اين پرسش و پاسخ تا امروز پابرجاست و تا آخرين روز دنيا خواهد بود ؛ زيرا زبان حال واقعيت است ؛ نظير آيهء 11 از سورهء فصلت : « . . . پس به آسمان و زمين گفت : خواه يا ناخواه بياييد . گفتند : فرمان‌بردار آمديم » .
أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ ؛
يعنى از بيم اين كه بگوييد و يا براى اين‌كه نگوييد .
إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ .
« هذا » اشاره است به توحيدى كه جملهء :
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » ،
بدان دلالت دارد . براى كسى كه خدا استعداد كامل درك و فهم دلايل و براهين وحدانيت و عظمت خودش را به او بخشيده ولى با وجود اين ، كافر شده است ، هيچ دليل و عذرى ، نه در اين جهان و نه در جهان آخرت وجود ندارد .
أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ .
انسان در چيزهايى از ديگران تقليد مىكند كه نياز به تخصص و چند سال پژوهش دارند ؛ از قبيل علوم پزشكى و هندسه و . . . ؛ امّا ادراك‌هاى فطرى نظير درك وجود خدا و يگانگى او كه بيش از داشتن توّجه و بيدارى ، انسان را به زحمت نمىاندازند ، براى همهء انسان‌ها يكسان است . خداوند دلايل كافى بر يگانگىاش ارائه داده و استعداد فهم آنها را به هر خردمندى ارزانى داشته است و هيچ بهانه‌اى را براى كسى باقى نگذاشته تا با تقليد از باطل‌گرايان ، وجود او را انكار كند و يا براى او شريك قائل شود . از ديدگاه عقل ، ميان كسىكه از روى عمد به دانش خود عمل نمىكند و كسىكه