شدند ؛ لكن پيش از انجام آن رسوا شدند و نزديك بود كه جهان را در جنگ سومى درگير كنند . در راستاى همين طرح ، يعنى طرح سوق دادن ملّتها به دامن استعمار ، استعمارگران ، باند مسلح يهودى را در سرزمين فلسطين به وجود آوردند و نام آن را « دولت اسرائيل » گذاشتند .
هر خردمندى مىپرسد : آيا درست است كه از اسرائيل به نام يك دولت ياد شود ، با اينكه مىدانيم ، اگر حتّى يك روز ، استعمار دست از حمايت آن بردارد ، از صفحهء وجود و صحنهء روزگار محو مىشود ؟ اگر اسرائيل به معناى واقعى كلمه ، دولت است ، پس چرا روابط خود را با دولتها و ملّتهاى همسايه بر اساس نيرنگ ، تجاوز و توسعهطلبى برقرار مىكند ؟
واقعيت آن است كه دولت نه بر اساس نيرنگ تشكيل مىشود و نه به زور اسلحه ؛ بلكه پيش از هرچيزى ، موجوديتى است كه بر پايهء صلح استوار مىباشد و نظامى است كه بر محور حق دور مىزند و ارزشهايى است كه با آن از نژادپرستى و تعصّب دور مىشود . امّا موجوديت اسرائيل موجوديتى نظامى و بر اساس جنگ استوار است و نظام آن ادامهء تجاوز و ارزشهاى آن صهيونيستى ، نژادپرستى ، كينه ، مكر و نيرنگ است . نويسندهء انگليسى ، كرستوفر مارلو ، در نمايشنامهء يهودى مالتى مىگويد : « تصوّر امكان زندگى مسالمتآميز با يهود ، نوعى ديوانگى است و براى بهبود بيمارى دلهاى آنان جز شمشير برنده چيزى وجود ندارد » .
آيا پس از اين امور درست است به اعراب گفته شود : با يهود زندگى صلحآميز داشته باشيد و يا گفته شود : يهود عزيز هستند ؛ زيرا باند مسلّحى دارند به نام دولت اسرائيل ، كه با پشتيبانى استعمار ، صدها هزار انسان را مىكشد و آواره مىسازد ؟ آرى ، هرگاه دزدى دريايى عزّت بهشمار رود و رذالت و پستى ، بزرگوارى ، دراينصورت يهود در اوج بزرگى و عزّت خواهند بود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٣٩