نمايش وحشتناك ، كه موسى در آن پيروز و فرعون رسوا شد ، موسى به فراخوانى خود به سوى خداى يكتا ادامه داد و دليل او همان چيزى بود كه ديروز ميان او و جادوگران اتفاق افتاد . ازاينرو ، پيرامون او گروه زيادى گرد آمدند . سران قوم فرعون ترسيدند كه مبادا اوضاع دگرگون شود و چرخ زمانه عليه آنان و اربابشان بچرخد .
بدينسبب ، آنان فرعون را بر ضدّ موسى تشويق كردند و گفتند : تا كى دربارهء موسى سكوت اختيار مىكنى و او را آزاد مىگذارى كه در زمين فساد كند ؟ البته مقصود آنها از ايجاد فساد در زمين اين بود كه مردم خداى يگانه را پرستش كنند ؛ امرى كه به ستم آنان و خودكامگى فرعون پايان خواهد داد .
وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ .
اين سخن اطرافيان فرعون نشان مىدهد كه وى خدايانى داشته كه آنها را پرستش مىكرده است و ظاهر سخن مزبور با اين سخن فرعون منافات دارد : « من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم . . . من عالىترين پروردگار شما هستم » . مفسران از اين تضاد پاسخهايى دادهاند كه بهترين آنها اين است : فرعون را خدايانى بود كه گمان مىكرد وى پسر محبوب آنهاست و او در حكومت و سلطنت خود از آنها كمك مىگيرد . برايناساس ، سخن او كه مىگفت : من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم ، بدين معناست كه حاكمى به نام رب و يا إله براى مصرىها جز او وجود ندارد و او در اين باره شريك و همتايى ندارد و اين معنا را سخن ديگر فرعون تأييد مىكند كه قرآن از زبان او نقل مىكند : « آيا پادشاهى مصر و اين جويباران كه از زير پاى من جارى هستند از آن من نيستند ؟ » « 1 »
قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ .
فرعون پيش از زاده شدن موسى عليه السّلام ، پسران بنى اسرائيل را مىكشت و دختران را باقى مىگذارد . وقتى كه سران قوم فرعون ، وى را بر ضد موسى تشويق كردند ، او در پاسخ آنان گفت : به زودى همان رفتار نخستين خود را با بنى اسرائيل از سر خواهد گرفت ؛ يعنى پسران را مىكشد و
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 51 .