واقعى سكونت در وطن را بر دين و عقيدهاش ترجيح مىدهد ؟
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها .
مشركان از شعيب خواستند كه از ايمان به شرك برگردد . شعيب به آنها گفت : ارتداد ( بازگشت به كفر ) دروغ بستن به خداست و اين كار ، بيچارگى و عذاب را در پى دارد و درحالىكه خدا ما را از عذاب رهايى بخشيده ، ما چگونه بر او دروغ ببنديم ؟
امّا اينكه ارتداد ، دروغ بستن بر خدا بهشمار مىرود ، روشن است ؛ زيرا معنايش اين است كه شرك به خدا از ايمان به او بهتر و پايندهتر است .
وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا .
ضمير
« فِيها »
به آيين كفر و شرك برمىگردد و تعليق به مشيت خدا ، در اينجا ، تعليق به محال است ؛ زيرا خدا كفر و شرك را نمىخواهد .
بنابراين ، تعليق مزبور درست همانند اين سخن خداست :
« لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ » .
وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً .
نظير اين آيه در آيه 80 از سورهء انعام بيان شد .
عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا .
كسىكه به خدا توكل كند از تهديد و ارعاب نمىترسد ؛ زيرا او يقين دارد كه آفريده نمىتواند زيان و يا سود برساند .
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ .
پس از آنكه شعيب از آنان نااميد شد و پافشارى آنها را بر كفر مشاهده كرد ، به خدا پناه برد و با تضرّع و زارى از او خواست كه ميان او كسانىكه از قوم او كافر شدهاند داورى كند ؛ زيرا او منبع قدرت و عدالت است .