محسوب مىشد و نه پيامبر . در قرآن نصّى كه بر نوع اين معجزه دلالت كند وجود ندارد . و امّا تعيين آن بدون بهرهگيرى از نصّ ، چنانكه در برخى از تفاسير ديده مىشود ، نسبت دادن سخن است به خدا از روى ناآگاهى .
فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ .
اين نص نشان مىدهد كه قوم شعيب در خريد و فروش مرتكب خلاف مىشدند و اين امر در ميان آنان شايع بود . ازاينرو ، شعيب پس از آنكه آنان را به يكتاپرستى امر كرد ، فرمان داد كه به پيمانه و ترازو خيانت نكنند . آنگاه دستورشان داد كه در تمام حقوق ، عدالت را رعايت كنند و حق را كم ندهند ، خواه حقوق مادّى باشد ؛ نظير كالاهاى فروخته شده و خواه حقوق معنوى باشد ؛ همانند دانش و اخلاق . بنابراين ، نبايد دانا را به نادانى و امين را به خيانت توصيف كنند .
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها .
تفسير اين آيه در آيهء 56 از همين سوره ، تحت عنوان « خدا زمين را اصلاح و انسان آن را فاسد كرد » بيان شد .
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
« ذلك » اشاره دارد به پنج موردى كه پيشتر گفته شد و عبارت بودند از : پرستش خدا ، خيانت نكردن به پيمانه ، خيانت نكردن به ترازو ، كم ندادن و فساد نكردن .
وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَها عِوَجاً .
اين آيه بيان و تفسيرى است براى جملهء
« وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ » ؛
زيرا معناى آن اين است كه مردم را به حال خودشان واگذاريد و بر آنان القاى شبهه نكنيد و اگر آنان خواستند به خدا و پيامبرش ايمان بياورند ، مورد تهديدشان قرار ندهيد و كسى را كه ايمان آورده ، از برپا كردن شعاير دينى منع نكنيد و او را از راه مستقيم خداوند باز نداريد و نيز نكوشيد كه مردم را بر رفتن در راه كثرى كه خود از آن مىرويد وادار سازيد . روشنترين و موجزترين تفسير اين آيه ، مطلبى است كه از ابن عبّاس روايت شده است كه ، آنان بر سر راه مىنشستند و مردم را بيم مىدادند از اينكه مبادا به