اعراب
« أَقِيمُوا »
عطف است بر معناى امر به قسط ، يعنى : « أقسطوا و أقيموا » .
« مُخْلِصِينَ »
حال از واو
« ادْعُوهُ »
.
« الدِّينَ »
مفعول براى
« مُخْلِصِينَ »
.
« كَما بَدَأَكُمْ » ،
« كاف » به معناى مثل و صفت براى محذوف ، يعنى « تعودون عودا مثل بدءكم » .
« فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ » ،
« فريق » اوّل مفعول
« هَدى »
و « فريق » دوم مفعول « أضّل » مىباشد كه حذف شده است و سياق كلام بر آن دلالت دارد .
تفسير
وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً .
ضمير
« فَعَلُوا »
به « الذين لا يؤمنون » كه در آخر آيهء پيشين ذكر شده است برمىگردد . گروهى از مفسران مىگويند : مراد از فاحشه ، عملى است كه در دوران جاهليت انجام مىشد و آن اينكه زنان و مردان درحالىكه برهنه بودند به دور خانهء كعبه طواف مىكردند . اما درست آن است كه بگوييم اين واژه تمام كارهاى حرامى را كه عربها انجام مىدادند دربر مىگيرد و زمانىكه از آن نهى شدند ، « گفتند :
پدران خود را بر آن يافتيم . و خدا ما را بدان امر كرده است » . عمل پدران ، حجت و دليل مشركان و نيز دليل ديگران است و حتّى [ عمل پدران ] دليل بسيارى از علماى دينى است . و لكن آنان [ به اين موضوع ] توجه ندارند . امّا تصوّر مشركان مبنى بر اين كه خدا آنان را به كار زشت دستور داده ، همان است كه آنها براى اثبات آن به آنچه خداوند سبحان در آيهء 149 از سورهء انعام از آنها حكايت كرده استدلال كردهاند :
« مشركان خواهند گفت : اگر خدا مىخواست ، ما و پدرانمان مشرك نمىشديم » .
خداوند در ردّ سخن آنها فرمود : « بگو : اگر شما را دانشى است آن را براى ما آشكار سازيد ؛ ولى شما تنها از گمان خويش پيروى مىكنيد » . ما ، پيشتر اين تصوّر و نيز ردّ آنرا كاملا شرح داديم .