زيرا سخنى كه خداوند پس از اين امور سهگانه آورده است ، نظريهء اين مفسران را تأييد مىكند و آن سخن اين است :
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً .
خداوند مىفرمايد : توبه و ايمان در هنگام آمدن يكى از امور مذكور فايدهاى ندارد و تنها چيزى كه فايده دارد همانا ايمان و عمل شايستهاى است كه انسان مؤمن پيش از گرفتار شدن در چنين حالتى آنرا انجام مىدهد ؛ زيرا در وقت جان كندن و احتضار و نيز در هنگام فرارسيدن نشانههاى قيامت و يا نازل شدن عذاب ، تكليفى وجود ندارد و با نبودن تكليف ، ايمان و عدم ايمان يكسانند . جملهء
« أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً »
اشاره بدين نكته دارد كه ايمان به خدا ، صاحبش را از ماندن هميشگى در آتش نجات مىدهد و نه از عذاب آتش . امّا كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، آتش او را مطلقا لمس نمىكند .
قُلِ انْتَظِرُوا
اين امور سهگانه را انتظار بكشيد .
إِنَّا مُنْتَظِرُونَ .
« بهزودى خواهيد دانست كه عذاب بر كه رسد و خوارش سازد و عذاب جاويد بر كه فرود آيد » . « 1 »
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ .
خطاب در « لست » متوجه پيامبر است . همانگونه كه كسانى دينشان را فرقهفرقه كردند با يكديگر اختلاف كردند ، مفسران نيز در اينكه مراد از
« الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ »
چيست ، دستهدسته شدند : يكى گفته است : مراد مشركان است ؛ زيرا برخى از آنان بتها را مىپرستند ، برخى ستارگان را و برخى روشنى و تاريكى را . ديگرى مىگويد : مراد اهل كتاب است ، زيرا يهود به فرقههايى همچون : صدوقيه ، فريسيه و حسديه « 2 » تقسيم شدهاند .
امّا نصارا ، كليسا را به كليساى شرقى و غربى تقسيم كردهاند . سومى مىگويد : مراد
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 39 .
( 2 ) . فريسيان عقيده دارند كه مردگان به همين دنيا بازمىگردند تا در دولت مسيح كه به زودى خواهد آمد شركت كنند .
صدوقيان مىگويند : پس از مردن ، مطلقا زندگى وجود ندارد نه در دنيا و نه در آخرت . حسديان عقيده دارند كه تمام مردم باهم برابرند . عبد الواحد وافى ، ألاسفار المقدسة .