اعراب
« تَماماً »
حال و به معناى « متمّم » [ تمامكننده ] .
« مُبارَكٌ »
صفت براى
« كِتابٌ »
. مصدر ريخته شده از
« أَنْ تَقُولُوا »
مجرور به اضافهء مفعول من أجله محذوف است و تقدير ، اينگونه است : « أنزلناه كراهية القول » .
وَ « إِنْ كُنَّا » ،
« أَنْ »
مخفّفهء از ثقيله و مهمل از عمل .
لام در
« لَغافِلِينَ »
، لام فارقه است ميان إن مخفّفه و إن نافيه .
« عَنْ دِراسَتِهِمْ »
متعلق به « غافلين » است .
تفسير
ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ .
مفسّران دربارهء
« ثُمَّ »
دچار حيرت شدهاند ؛ زيرا در آيات پيشين سخن از قرآن بود و اين آيه دربارهء تورات سخن مىگويد ، درحالىكه تورات پيش از قرآن نازل شده است و واژهء « ثمّ » بر تأخير مابعدش از ماقبلش از لحاظ زمانى دلالت دارد . بنابراين ، چگونه مىتوان چيزى را كه از لحاظ زمان مقدّم است بر چيزى عطف كرد كه متأخّر مىباشد ؟ رازى دراينباره سه دليل بيان كرده و طبرسى هم چهارمين توجيه را بر آن افزوده است . لكن ما دليلى براى به درازا كشاندن سخن در اين مورد نمىبينيم ؛ زيرا ترتيب در اينجا در سخن است و نه در زمان و عطف از باب عطف خبر بر خبر است نه از باب عطف معنا بر معنا .
تَماماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ .
« تَماماً »
به معناى متمّم و
« عَلَى »
در اينجا به معناى لام است . نظير آيهء
« وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ »
كه به معناى « لهدايتكم » مىباشد ؛ چنانكه در مغنى ابن هشام آمده است . معناى آيه اين است : ما به موسى كتاب داديم و اين كتاب نقص كسى را كه به نيكى از آن بهره مىگيرد كامل مىكند ؛ همانند آيهء :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » .
« 1 »
وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 3 .