مىكند . البتّه ، اين پرسش از باب توبيخ و سرزنش است و نه پرسشى واقعى ؛ زيرا خدا مىداند و آنان هم مىدانند كه خدا برايشان پيامبرانى فرستاد تا مژده و بيم دهند : « . . . و هيچ ملتى نيست مگر آنكه ميانشان بيمدهندهاى بوده است » . « 1 »
قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا ؛
زيرا در اين موقعيت ، مجالى براى انكار نيست . و البتّه در جايگاهى ديگر كه خدا به آنان مجال داد ، آنها شرك خود را تكذيب كردند و « گفتند : به خدا ، پروردگار ما سوگند ! كه ما مشرك نبوديم » . در اينباره در آيهء 23 از همين سوره سخن گفته شد .
وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا .
مقصود آن است كه آنان خودشان فريبخوردهء دنيا شدند نه اينكه دنيا آنها را فريب داد ؛ زيرا دنيا چيزى از اندرزها و تحولات خود را پنهان نكرد .
وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ .
خداوند در ابتدا بيان كرده است كه آنان گفتند : ما عليه خود گواهى داديم . سپس دوباره مىگويد : آنان عليه خود گواهى دادند . هدف از اين تأكيد ، نهى و جلوگيرى كردن از كفر و معصيت است ؛ زيرا هركس بخواهد گناهى مرتكب شود اگر يقين پيدا كند مجبور به اعتراف خواهد شد ، از اين گناه خوددارى خواهد كرد و اگر خردمند باشد آنرا مرتكب نخواهد شد .
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ .
« ذلك » اشاره است به فرستادن پيامبران . معناى آيه اين است : خدا عادل است و بر هيچكس ستم نمىكند و كسى را مورد مجازات قرار نمىدهد ، مگر پس از آنكه پيامبرى بفرستد كه امر و نهى كند . اگر اين بنده امر و نهى را نپذيرفت ، پيامبر به وى خبر مىدهد در صورتىكه از گناه توبه و خوددارى نكند چهچيزى برايش اتفاق خواهد افتاد . اگر او همچنان بر گناه پافشارى كند ، خداوند او را به آنچه استحقاق دارد مجازات مىكند .
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا .
براى گناهكاران برحسب اعمالشان از قبيل استهزاى ديگران ، غارت كردن [ ثروتها و ] منابع غذايى ملّتها و انداختن بمبهاى هستهاى بر سر هزاران انسان ، درجاتى است و براى نيكوكاران نيز مطابق اعمالشان از سلام كردن گرفته تا
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 24 .